attentivenesses

[ایالات متحده]/ˌætɛn.tɪv.nə.siz/
[بریتانیا]/ˌætɛn.t̬ɪv.nə.siz/

ترجمه

n. حالت توجه؛ توجه دقیق به جزئیات

جملات نمونه

her attentivenesses to detail impressed everyone in the meeting.

توجه او به جزئیات، همه را در جلسه تحت تأثیر قرار داد.

the teacher appreciated the students' attentivenesses during the lecture.

معلم از توجه دانش‌آموزان در طول سخنرانی قدردانی کرد.

his attentivenesses while driving ensured a safe journey.

توجه او هنگام رانندگی، سفری ایمن را تضمین کرد.

attentivenesses in customer service can lead to higher satisfaction.

توجه در خدمات مشتری می تواند منجر به افزایش رضایت شود.

her attentivenesses to her child's needs were evident.

توجه او به نیازهای فرزندش آشکار بود.

attentivenesses in a relationship are crucial for its success.

توجه در یک رابطه برای موفقیت آن بسیار مهم است.

his attentivenesses during discussions made him a great leader.

توجه او در طول بحث ها او را به یک رهبر بزرگ تبدیل کرد.

she showed attentivenesses to the elderly in her community.

او توجهی به افراد مسن در جامعه خود نشان داد.

attentivenesses to one's health can prevent many diseases.

توجه به سلامتی می تواند از بسیاری از بیماری ها جلوگیری کند.

the attentivenesses of the staff made the event enjoyable.

توجه کارکنان باعث شد رویداد لذت بخش باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید