attiring

[ایالات متحده]/əˈtraɪ.ɪŋ/
[بریتانیا]/əˈtrɪ.ɪŋ/

ترجمه

v. عمل پوشاندن به کسی یا خود.

جملات نمونه

she spent hours attiring herself for the party.

او ساعت‌ها وقت صرف آماده کردن خود برای مهمانی کرد.

attiring in traditional garments, they celebrated the festival.

در حالی که لباس‌های سنتی به تن داشتند، جشنواره را جشن گرفتند.

the fashion designer is known for attiring celebrities.

طراح مد به خاطر لباس پوشاندن مشاهیر شناخته شده است.

he enjoys attiring his pets in cute outfits.

او از پوشاندن حیوانات خانگی خود با لباس‌های زیبا لذت می‌برد.

attiring for the wedding took longer than expected.

آماده شدن برای عروسی بیشتر از حد انتظار طول کشید.

they were attiring the stage for the performance.

آنها داشتند صحنه را برای اجرا آماده می‌کردند.

attiring in layers is essential for winter fashion.

پوشیدن لباس‌های لایه‌ای برای مد زمستانی ضروری است.

the children loved attiring their dolls in new dresses.

بچه‌ها از پوشاندن عروسک‌های خود با لباس‌های جدید لذت می‌بردند.

attiring elegantly is important for a job interview.

ظاهر شیک برای یک مصاحبه شغلی مهم است.

she has a talent for attiring herself in unique styles.

او استعداد خاصی در لباس پوشیدن به سبک‌های منحصر به فرد دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید