audiometer

[ایالات متحده]/ˈɔːdi.ɒmɪtər/
[بریتانیا]/ˌɔː.dʒoʊˈmɛt̬ɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دستگاهی که برای اندازه‌گیری توانایی شنوایی استفاده می‌شود.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

audiometer test

تست گوشی‌شنوایی

use an audiometer

استفاده از گوشی‌شنوایی

audiometer calibration

کالیبراسیون گوشی‌شنوایی

audiometer reading

خواندن گوشی‌شنوایی

hearing loss audiometer

گوشی‌شنوایی کم‌شنوایی

audiometer technician

تکنسین گوشی‌شنوایی

infant audiometer

گوشی‌شنوایی نوزاد

portable audiometer

گوشی‌شنوایی قابل حمل

digital audiometer

گوشی‌شنوایی دیجیتال

audiometer evaluation

ارزیابی گوشی‌شنوایی

جملات نمونه

the audiometer is essential for hearing tests.

دستگاه اودیومتر برای تست‌های شنوایی ضروری است.

she used an audiometer to assess her hearing ability.

او از اودیومتر برای ارزیابی توانایی شنوایی خود استفاده کرد.

the audiometer provides accurate measurements of sound levels.

ادیومتر اندازه‌گیری دقیقی از سطوح صدا ارائه می‌دهد.

after the test, the audiometer results showed a hearing loss.

پس از آزمایش، نتایج اودیومتر نشان‌دهنده از دست دادن شنوایی بود.

technicians must be trained to operate the audiometer correctly.

تکنسین‌ها باید برای کارکرد صحیح اودیومتر آموزش ببینند.

the audiometer can help detect early signs of hearing impairment.

ادیومتر می‌تواند به تشخیص علائم اولیه اختلال شنوایی کمک کند.

regular checks with an audiometer are recommended for children.

بررسی‌های منظم با استفاده از اودیومتر برای کودکان توصیه می‌شود.

he calibrated the audiometer before conducting the tests.

او قبل از انجام آزمایش‌ها، اودیومتر را کالیبره کرد.

using an audiometer, they monitored the patient's hearing progress.

با استفاده از اودیومتر، آن‌ها پیشرفت شنوایی بیمار را رصد کردند.

the audiometer's calibration is crucial for accurate results.

کالیبراسیون اودیومتر برای دستیابی به نتایج دقیق بسیار مهم است.

she calibrated the audiometer before the examination.

او قبل از معاینه، اودیومتر را کالیبره کرد.

the audiometer measures sound levels accurately.

ادیومتر به طور دقیق سطوح صدا را اندازه‌گیری می‌کند.

he used an audiometer to assess his hearing ability.

او از اودیومتر برای ارزیابی توانایی شنوایی خود استفاده کرد.

regular use of an audiometer can help detect hearing loss.

استفاده منظم از اودیومتر می‌تواند به تشخیص از دست دادن شنوایی کمک کند.

the technician explained how to operate the audiometer.

تکنسین توضیح داد که چگونه از اودیومتر استفاده کرد.

they purchased a new audiometer for the clinic.

آن‌ها یک اودیومتر جدید برای کلینیک خریداری کردند.

the audiometer produces various frequency tones.

ادیومتر طیف گسترده‌ای از صداهای با فرکانس مختلف تولید می‌کند.

understanding audiometer results is crucial for diagnosis.

درک نتایج اودیومتر برای تشخیص بسیار مهم است.

she trained to become proficient in using the audiometer.

او برای مسلط شدن به استفاده از اودیومتر آموزش دید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید