decibel

[ایالات متحده]/'desɪbel/
[بریتانیا]/'dɛsɪbɛl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. واحدی که برای اندازه‌گیری شدت صدا استفاده می‌شود و اغلب برای توصیف بلندی صدا به کار می‌رود.

جملات نمونه

decibels above kilowatt

دسی‌بل بالای کیلووات

decibels above l milliwatt

دسی‌بل بالای میلی‌وات

The typical lawn mower makes about 90 decibels of noise.

چمن‌زن معمولی حدود 90 دسی‌بل صدا تولید می‌کند.

This often limits their ability to truly differentiate their ambience from that of the fashion shop next door, which booms out teenybopper music at alarmingly high decibel levels.

این اغلب توانایی آنها را برای تمایز واقعی فضای خود از فضای مغازه مد در مجاورت که موسیقی نوجوانان را با سطوح صدای خطرناک پخش می‌کند، محدود می‌کند.

This paper described the basic concept and expressions of the decibel and Neper. It also explained some merits of the calculation rntes and Application ranges of the measuremeut Units.

این مقاله مفهوم و عبارات اساسی دسی‌بل و نهپر را شرح داد. همچنین برخی از مزایای روش‌های محاسبه و محدوده‌های کاربردی واحدهای اندازه‌گیری را توضیح داد.

By now, the din from the corporate celebrants had reached sufficient decibels to muffle our shrieks at a butternut squash and parmesan velouté with the viscous tang of curdled milk.

تا آن زمان، صدای جشن‌های شرکت‌کنندگان به حدی زیاد شده بود که فریادهای ما را در هنگام خوردن سوپ کرفس و پارمسان با طعم غلیظ و ترش شیر فاسد شده خفه می‌کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید