audiophile

[ایالات متحده]/ˈɔːdɪəfaɪl/
[بریتانیا]/ˌɔːdiəˈfaɪl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شخصی که علاقه‌ای دقیق به تجهیزات و ضبط‌های صوتی با کیفیت بالا دارد.

عبارات و ترکیب‌ها

audiophile equipment

تجهیزات شنوندگان حرفه‌ای

audiophile grade

کیفیت شنوندگان حرفه‌ای

audiophile listening experience

تجربه شنیداری شنوندگان حرفه‌ای

an audiophile's dream

رویای یک شنونده حرفه‌ای

audiophile community

جامعه شنوندگان حرفه‌ای

cater to audiophiles

خدمت به شنوندگان حرفه‌ای

audiophile headphones

هدفون‌های شنوندگان حرفه‌ای

high-end audiophile system

سیستم شنوندگان حرفه‌ای سطح بالا

audiophile reviews

نقد و بررسی‌های شنوندگان حرفه‌ای

audiophile music format

فرمت موسیقی شنوندگان حرفه‌ای

audiophile quality

کیفیت شنوندگان حرفه‌ای

audiophile record player

پخش‌کننده رکوردهای شنوندگان حرفه‌ای

audiophile music store

فروشگاه موسیقی شنوندگان حرفه‌ای

appeal to audiophiles

جذب شنوندگان حرفه‌ای

جملات نمونه

as an audiophile, i appreciate high-quality sound systems.

به عنوان یک شنونده حرفه‌ای، من از سیستم‌های صوتی با کیفیت بالا قدردانی می‌کنم.

the audiophile community often shares tips on equipment upgrades.

جامعه شنوندگان حرفه‌ای اغلب نکاتی در مورد ارتقاء تجهیزات به اشتراک می‌گذارد.

she became an audiophile after attending her first concert.

او پس از شرکت در اولین کنسرت خود به یک شنونده حرفه‌ای تبدیل شد.

many audiophiles prefer vinyl records over digital formats.

بسیاری از شنوندگان حرفه‌ای ترجیح می‌دهند رکوردهای وینیل را نسبت به فرمت‌های دیجیتال انتخاب کنند.

being an audiophile means investing in quality headphones.

شنونده حرفه‌ای بودن به معنای سرمایه‌گذاری در هدفون‌های با کیفیت است.

the audiophile's collection includes rare recordings.

کلکسیون شنونده حرفه‌ای شامل ضبط‌های کمیاب است.

he often visits audio shows to meet fellow audiophiles.

او اغلب به نمایشگاه‌های صوتی می‌رود تا با شنوندگان حرفه‌ای دیگر ملاقات کند.

she read several reviews before choosing her audiophile speakers.

او قبل از انتخاب بلندگوهای audiophile خود، نظرات متعددی را خواند.

connecting with other audiophiles can enhance your listening experience.

ارتباط با سایر شنوندگان حرفه‌ای می‌تواند تجربه شنیداری شما را بهبود بخشد.

he spends hours fine-tuning his audiophile setup.

او ساعت‌ها وقت خود را صرف تنظیم دقیق سیستم audiophile خود می‌کند.

many audiophiles invest in premium headphones for the best listening experience.

بسیاری از شنوندگان حرفه‌ای برای داشتن بهترین تجربه شنیداری، در هدفون‌های رده بالا سرمایه‌گذاری می‌کنند.

being an audiophile means you often attend live concerts.

شنونده حرفه‌ای بودن به معنای شرکت مکرر در کنسرت‌های زنده است.

audiophiles often discuss the nuances of different audio formats.

شنوندگان حرفه‌ای اغلب در مورد ظرافت‌های فرمت‌های صوتی مختلف بحث می‌کنند.

she is an audiophile who loves collecting vinyl records.

او یک شنونده حرفه‌ای است که عاشق جمع‌آوری رکوردهای وینیل است.

many audiophiles prefer tube amplifiers for their warm sound.

بسیاری از شنوندگان حرفه‌ای ترجیح می‌دهند آمپلی فایر لوله را به دلیل صدای گرم آن انتخاب کنند.

audiophiles often join clubs to share their passion for music.

شنوندگان حرفه‌ای اغلب به عضویت در گروه‌ها درمی‌آیند تا اشتیاق خود را به موسیقی به اشتراک بگذارند.

being an audiophile requires knowledge about sound engineering.

شنونده حرفه‌ای بودن مستلزم دانش در مورد مهندسی صدا است.

audiophiles are always on the lookout for the latest technology.

شنوندگان حرفه‌ای همیشه به دنبال آخرین فناوری‌ها هستند.

he considers himself an audiophile because of his extensive music collection.

او خود را یک شنونده حرفه‌ای می‌داند زیرا کلکسیون موسیقی گسترده‌ای دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید