audiovisual

[ایالات متحده]/ˌɔ:diəu'vizjuəl/
[بریتانیا]/ˌɔdioˈvɪʒuəl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. تجهیزات سمعی و بصری، مواد سمعی و بصری
adj. مرتبط با دید و صدا، شامل هر دو شنوایی و بینایی
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

audiovisual equipment

تجهیزات صوتی و تصویری

audiovisual technology

فناوری صوتی و تصویری

جملات نمونه

Government documents, periodicals, microfilms or fiche, audiovisual, and maps.

اسناد دولتی، نشریات، میکروفیلم‌ها یا فیش، مواد شنیداری و بصری، و نقشه‌ها.

The workshop is very practical in nature. Lectures are combined with audiovisuals and practice assignments which participants will be able to apply immediately at their workplace.

کارگاه بسیار عملی است. سخنرانی‌ها با مواد شنیداری و بصری و تکالیف عملی ترکیب شده‌اند که شرکت‌کنندگان بتوانند بلافاصله در محل کار خود از آنها استفاده کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید