audubon

[ایالات متحده]/ɔːˈdʌbən/
[بریتانیا]/awˈduːbən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک پرنده‌شناس، نقاش و طبیعی‌دان مشهور آمریکایی (۱۷۸۵-۱۸۵۱).

عبارات و ترکیب‌ها

audubon society

جامعه آبدبن

audubon guidebook

راهنمای آبدبن

audubon sanctuary

حریم آبدبن

audubon birdwatching

مشاهده پرندگان آبدبن

national audubon society

جامعه ملی آبدبن

audubon center

مرکز آبدبن

audubon bird sanctuary

حریم پرندگان آبدبن

audubon's legacy

میراث آبدبن

جملات نمونه

audubon is known for its dedication to bird conservation.

اوبردن به دلیل تعهدش به حفاظت از پرندگان شناخته شده است.

the audubon society organizes many educational programs.

جامعه اوبردن برنامه‌های آموزشی زیادی را سازماندهی می‌کند.

she is a member of the local audubon chapter.

او عضو فصل محلی اوبردن است.

audubon’s paintings are celebrated for their detail.

نقاشی‌های اوبردن به دلیل جزئیاتشان مورد تحسین قرار می‌گیرند.

many bird watchers admire the audubon field guide.

بسیاری از بیناچیان به راهنمای میدانی اوبردن علاقه دارند.

audubon promotes awareness of wildlife habitats.

اوبردن آگاهی از زیستگاه‌های حیات وحش را ترویج می‌کند.

the audubon network connects bird enthusiasts nationwide.

شبکه اوبردن علاقه‌مندان به پرندگان را در سراسر کشور به هم متصل می‌کند.

audubon’s initiatives aim to protect endangered species.

ابتکارات اوبردن با هدف محافظت از گونه‌های در معرض خطر هستند.

participating in audubon events can be very rewarding.

شرکت در رویدادهای اوبردن می‌تواند بسیار سودآور باشد.

audubon encourages community involvement in conservation.

اوبردن مشارکت جامعه در حفاظت را تشویق می‌کند.

many birdwatchers admire the audubon field guides.

بسیاری از بیناچیان به راهنمای میدانی اوبردن علاقه دارند.

audubon’s artwork beautifully depicts various bird species.

هنر اوبردن به زیبایی گونه‌های مختلف پرندگان را به تصویر می‌کشد.

she volunteers with the audubon organization every weekend.

او هر آخر هفته با سازمان اوبردن داوطلبانه کار می‌کند.

audubon’s research helps protect endangered bird habitats.

تحقیقات اوبردن به محافظت از زیستگاه‌های پرندگان در معرض خطر کمک می‌کند.

he is a member of the local audubon chapter.

او عضو فصل محلی اوبردن است.

audubon provides resources for bird conservation efforts.

اوبردن منابعی را برای تلاش‌های حفاظت از پرندگان فراهم می‌کند.

many schools partner with audubon for environmental education.

بسیاری از مدارس برای آموزش محیط زیست با اوبردن همکاری می‌کنند.

audubon encourages people to connect with nature.

اوبردن مردم را تشویق می‌کند تا با طبیعت ارتباط برقرار کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید