audubon society
جامعه آبدبن
audubon guidebook
راهنمای آبدبن
audubon sanctuary
حریم آبدبن
audubon birdwatching
مشاهده پرندگان آبدبن
national audubon society
جامعه ملی آبدبن
audubon center
مرکز آبدبن
audubon bird sanctuary
حریم پرندگان آبدبن
audubon's legacy
میراث آبدبن
audubon is known for its dedication to bird conservation.
اوبردن به دلیل تعهدش به حفاظت از پرندگان شناخته شده است.
the audubon society organizes many educational programs.
جامعه اوبردن برنامههای آموزشی زیادی را سازماندهی میکند.
she is a member of the local audubon chapter.
او عضو فصل محلی اوبردن است.
audubon’s paintings are celebrated for their detail.
نقاشیهای اوبردن به دلیل جزئیاتشان مورد تحسین قرار میگیرند.
many bird watchers admire the audubon field guide.
بسیاری از بیناچیان به راهنمای میدانی اوبردن علاقه دارند.
audubon promotes awareness of wildlife habitats.
اوبردن آگاهی از زیستگاههای حیات وحش را ترویج میکند.
the audubon network connects bird enthusiasts nationwide.
شبکه اوبردن علاقهمندان به پرندگان را در سراسر کشور به هم متصل میکند.
audubon’s initiatives aim to protect endangered species.
ابتکارات اوبردن با هدف محافظت از گونههای در معرض خطر هستند.
participating in audubon events can be very rewarding.
شرکت در رویدادهای اوبردن میتواند بسیار سودآور باشد.
audubon encourages community involvement in conservation.
اوبردن مشارکت جامعه در حفاظت را تشویق میکند.
many birdwatchers admire the audubon field guides.
بسیاری از بیناچیان به راهنمای میدانی اوبردن علاقه دارند.
audubon’s artwork beautifully depicts various bird species.
هنر اوبردن به زیبایی گونههای مختلف پرندگان را به تصویر میکشد.
she volunteers with the audubon organization every weekend.
او هر آخر هفته با سازمان اوبردن داوطلبانه کار میکند.
audubon’s research helps protect endangered bird habitats.
تحقیقات اوبردن به محافظت از زیستگاههای پرندگان در معرض خطر کمک میکند.
he is a member of the local audubon chapter.
او عضو فصل محلی اوبردن است.
audubon provides resources for bird conservation efforts.
اوبردن منابعی را برای تلاشهای حفاظت از پرندگان فراهم میکند.
many schools partner with audubon for environmental education.
بسیاری از مدارس برای آموزش محیط زیست با اوبردن همکاری میکنند.
audubon encourages people to connect with nature.
اوبردن مردم را تشویق میکند تا با طبیعت ارتباط برقرار کنند.
audubon society
جامعه آبدبن
audubon guidebook
راهنمای آبدبن
audubon sanctuary
حریم آبدبن
audubon birdwatching
مشاهده پرندگان آبدبن
national audubon society
جامعه ملی آبدبن
audubon center
مرکز آبدبن
audubon bird sanctuary
حریم پرندگان آبدبن
audubon's legacy
میراث آبدبن
audubon is known for its dedication to bird conservation.
اوبردن به دلیل تعهدش به حفاظت از پرندگان شناخته شده است.
the audubon society organizes many educational programs.
جامعه اوبردن برنامههای آموزشی زیادی را سازماندهی میکند.
she is a member of the local audubon chapter.
او عضو فصل محلی اوبردن است.
audubon’s paintings are celebrated for their detail.
نقاشیهای اوبردن به دلیل جزئیاتشان مورد تحسین قرار میگیرند.
many bird watchers admire the audubon field guide.
بسیاری از بیناچیان به راهنمای میدانی اوبردن علاقه دارند.
audubon promotes awareness of wildlife habitats.
اوبردن آگاهی از زیستگاههای حیات وحش را ترویج میکند.
the audubon network connects bird enthusiasts nationwide.
شبکه اوبردن علاقهمندان به پرندگان را در سراسر کشور به هم متصل میکند.
audubon’s initiatives aim to protect endangered species.
ابتکارات اوبردن با هدف محافظت از گونههای در معرض خطر هستند.
participating in audubon events can be very rewarding.
شرکت در رویدادهای اوبردن میتواند بسیار سودآور باشد.
audubon encourages community involvement in conservation.
اوبردن مشارکت جامعه در حفاظت را تشویق میکند.
many birdwatchers admire the audubon field guides.
بسیاری از بیناچیان به راهنمای میدانی اوبردن علاقه دارند.
audubon’s artwork beautifully depicts various bird species.
هنر اوبردن به زیبایی گونههای مختلف پرندگان را به تصویر میکشد.
she volunteers with the audubon organization every weekend.
او هر آخر هفته با سازمان اوبردن داوطلبانه کار میکند.
audubon’s research helps protect endangered bird habitats.
تحقیقات اوبردن به محافظت از زیستگاههای پرندگان در معرض خطر کمک میکند.
he is a member of the local audubon chapter.
او عضو فصل محلی اوبردن است.
audubon provides resources for bird conservation efforts.
اوبردن منابعی را برای تلاشهای حفاظت از پرندگان فراهم میکند.
many schools partner with audubon for environmental education.
بسیاری از مدارس برای آموزش محیط زیست با اوبردن همکاری میکنند.
audubon encourages people to connect with nature.
اوبردن مردم را تشویق میکند تا با طبیعت ارتباط برقرار کنند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید