aureate

[ایالات متحده]/ˈɔːrɪˌeɪt/
[بریتانیا]/ɔːrɪˌeɪt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. داشتن رنگ یا درخشندگی طلایی؛ طلاکاری شده؛ درخشان یا درخشان مانند طلا؛ تابناک؛ به طرز فوق‌العاده‌ای تزئین شده و با سبک یا زبان با شکوه و زیبا.

عبارات و ترکیب‌ها

aureate the atmosphere

طلایی کردن فضا

aureate one's achievements

شکوه دستاوردها

an aureate sunset

غروب طلایی

aureate hair

موهای طلایی

an aureate dream

رویای طلایی

aureate memories

خاطرات طلایی

aureate legacy

میراث طلایی

an aureate reputation

شهرت طلایی

جملات نمونه

her aureate prose captivated the readers.

نثر طلایی او خوانندگان را مجذوب خود کرد.

the aureate glow of the sunset was breathtaking.

درخشش طلایی غروب خورشید نفس‌گیر بود.

he delivered an aureate speech at the ceremony.

او در مراسم سخنرانی طلایی ارائه داد.

the artist's aureate brushwork added depth to the painting.

نقاشی‌کاری طلایی هنرمند عمق بیشتری به نقاشی بخشید.

she wore an aureate necklace that sparkled in the light.

او یک گردنبند طلایی پوشیده بود که در نور می‌درخشید.

the book is filled with aureate language and rich imagery.

این کتاب مملو از زبان طلایی و تصاویر غنی است.

his aureate laughter echoed through the hall.

خنده طلایی او در سالن طنین انداز شد.

the aureate leaves of autumn created a stunning landscape.

برگ‌های طلایی پاییز یک منظره خیره‌کننده ایجاد کردند.

they admired the aureate architecture of the ancient temple.

آنها معماری طلایی معبد باستانی را تحسین کردند.

her aureate voice filled the concert hall with warmth.

صدای طلایی او سالن کنسرت را با گرما پر کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید