gilded edges
لبههای طلاکاریشده
gilded frame
قاب طلاکاریشده
gilded statue
مجسمه طلاکاریشده
gilded ceiling
سقف طلاکاریشده
gilded age
عصر طلایی
an elegant gilded birdcage.
یک قفس پرنده طلاکاری شیک.
a club for the gilded youth
باشگاه جوانان ثروتمند
an exquisite gilded rococo mirror;
یک آینه روکوکو طلایی نفیس;
the useless martyrs’ deaths of the pilots gilded the operation.
مرگهای بیمصرف شهدای خلبانان، عملیات را طلاکاری کرد.
the gilded fools who surrounded the Prince.
ابلههای طلایی که والاحضرت را احاطه کرده بودند.
New materials such as gilded cobber and silvery threads emerged.
مواد جدیدی مانند مس طلاکاری شده و نخهای نقرهای ظاهر شدند.
We admire the stunning Michelangelo dome above, then Bernini’s baldacchino, a canopy of gilded bronze on spiral columns.
ما به این گنبد خیرهکننده میکل آنژ در بالا نگاه میکنیم، سپس بارداچینوی برنینی، سقفی از برنز طلا پوش روی ستونهای مارپیچ.
The Golden Top, the largest gold gilded bronze building existing, overlooking peaks around imperially.
تاج طلایی، بزرگترین ساختمان برنزی طلاکاری شده موجود، بر فراز قلههای امپریالیستی قرار دارد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید