gilded

[ایالات متحده]/'ɡɪldɪd/
[بریتانیا]/'ɡɪldɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. پوشیده شده با یک لایه نازک طلا، تزئین شده
v. پوشاندن با یک لایه نازک طلا

عبارات و ترکیب‌ها

gilded edges

لبه‌های طلاکاری‌شده

gilded frame

قاب طلاکاری‌شده

gilded statue

مجسمه طلاکاری‌شده

gilded ceiling

سقف طلاکاری‌شده

gilded age

عصر طلایی

جملات نمونه

an elegant gilded birdcage.

یک قفس پرنده طلاکاری شیک.

a club for the gilded youth

باشگاه جوانان ثروتمند

an exquisite gilded rococo mirror;

یک آینه روکوکو طلایی نفیس;

the useless martyrs’ deaths of the pilots gilded the operation.

مرگ‌های بی‌مصرف شهدای خلبانان، عملیات را طلاکاری کرد.

the gilded fools who surrounded the Prince.

ابله‌های طلایی که والاحضرت را احاطه کرده بودند.

New materials such as gilded cobber and silvery threads emerged.

مواد جدیدی مانند مس طلاکاری شده و نخ‌های نقره‌ای ظاهر شدند.

We admire the stunning Michelangelo dome above, then Bernini’s baldacchino, a canopy of gilded bronze on spiral columns.

ما به این گنبد خیره‌کننده میکل آنژ در بالا نگاه می‌کنیم، سپس بارداچینوی برنینی، سقفی از برنز طلا پوش روی ستون‌های مارپیچ.

The Golden Top, the largest gold gilded bronze building existing, overlooking peaks around imperially.

تاج طلایی، بزرگترین ساختمان برنزی طلاکاری شده موجود، بر فراز قله‌های امپریالیستی قرار دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید