| جمع | aureoles |
The angel's aureole glowed brightly.
هاله نورانی فرشته به شدت می درخشید.
She wore a delicate aureole of flowers in her hair.
او یک هاله ظریف از گل در موهایش داشت.
The saint is often depicted with an aureole around his head.
کشیش اغلب با هاله ای در اطراف سرش به تصویر کشیده می شود.
The painting captured the aura of serenity with an aureole of light.
نقاشی حال و هوای آرامش را با هاله ای از نور به تصویر کشید.
The aureole of the setting sun bathed the landscape in a warm glow.
هاله نور خورشید غروب کننده منظره را در یک روشنایی گرم غرق کرد.
The statue of Buddha had an aureole of enlightenment behind it.
مجسمه بودا یک هاله روشنگری در پشت سر داشت.
The medieval paintings often depict saints with aureoles above their heads.
نقاشی های قرون وسطی اغلب قدیسان را با هاله هایی بالای سرشان به تصویر می کشیدند.
The dancer's movements were so graceful, she seemed to have an aureole of elegance around her.
حرکات رقصنده بسیار دلربا بودند، به نظر می رسید که هاله ای از ظرافت در اطراف او وجود دارد.
The morning mist created an ethereal aureole around the mountains.
مه صبحگاهی یک هاله فراطبیعی در اطراف کوه ها ایجاد کرد.
The halo around the full moon gave it an aureole of mystery.
هاله در اطراف ماه کامل به آن یک هاله رمز و راز بخشید.
The angel's aureole glowed brightly.
هاله نورانی فرشته به شدت می درخشید.
She wore a delicate aureole of flowers in her hair.
او یک هاله ظریف از گل در موهایش داشت.
The saint is often depicted with an aureole around his head.
کشیش اغلب با هاله ای در اطراف سرش به تصویر کشیده می شود.
The painting captured the aura of serenity with an aureole of light.
نقاشی حال و هوای آرامش را با هاله ای از نور به تصویر کشید.
The aureole of the setting sun bathed the landscape in a warm glow.
هاله نور خورشید غروب کننده منظره را در یک روشنایی گرم غرق کرد.
The statue of Buddha had an aureole of enlightenment behind it.
مجسمه بودا یک هاله روشنگری در پشت سر داشت.
The medieval paintings often depict saints with aureoles above their heads.
نقاشی های قرون وسطی اغلب قدیسان را با هاله هایی بالای سرشان به تصویر می کشیدند.
The dancer's movements were so graceful, she seemed to have an aureole of elegance around her.
حرکات رقصنده بسیار دلربا بودند، به نظر می رسید که هاله ای از ظرافت در اطراف او وجود دارد.
The morning mist created an ethereal aureole around the mountains.
مه صبحگاهی یک هاله فراطبیعی در اطراف کوه ها ایجاد کرد.
The halo around the full moon gave it an aureole of mystery.
هاله در اطراف ماه کامل به آن یک هاله رمز و راز بخشید.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید