aurifex's work
کارهای اوریفکس
aurifex guild
گیلدا اوریفکس
skilled aurifex
اوریفکس ماهر
aurifex master
استاد اوریفکس
ancient aurifex
اوریفکس باستانی
the aurifex
اوریفکس
aurifex tools
ابزارهای اوریفکس
aurifex craft
دستوری اوریفکس
aurifex tradition
سنت اوریفکس
famous aurifex
اوریفکس معروف
the aurifex carefully heated the crucible to melt the raw gold.
آوریفکس با دقت مقداری گرم کردن گلدان را برای ذوب طلا خام انجام داد.
she visited the renowned aurifex to commission a wedding band.
او به آوریفکس معروفی مراجعه کرد تا یک حلقه ازدواج سفارش دهد.
an skilled aurifex can transform simple metal into intricate jewelry.
یک آوریفکس ماهر میتواند فلز ساده را به جواهرات پیچیده تبدیل کند.
the ancient aurifex used hammers and anvils to shape coins.
آوریفکس باستانی از میله و چکش برای شکل دادن به سکهها استفاده میکرد.
we admired the detailed filigree work created by the aurifex.
ما کار تزییناتی دقیقی که توسط آوریفکس انجام شده بود را تحسین کردیم.
the aurifex polished the antique necklace until it shone.
آوریفکس گرد و گردی نخستین گردن بند را تا زمانی که نورانی شد پولیش کرد.
becoming a master aurifex requires years of dedicated apprenticeship.
شدن به یک آوریفکس ماهر نیاز به سالها آموزش و تمرکز دارد.
the aurifex examined the gemstone before setting it in gold.
آوریفکس قبل از قرار دادن آن در طلا، سنگ گوهر را بررسی کرد.
every piece produced by the aurifex was a unique masterpiece.
هر قطعهای که توسط آوریفکس تولید میشد، یک اثر منحصر به فرد بود.
the royal aurifex was responsible for crafting the crown.
آوریفکس ملکی مسئول ساخت تاج بود.
he apprenticed under a strict aurifex to learn the trade.
او زیر نظر یک آوریفکس سختگیر برای یادگیری این حرفه دبیرستان داد.
aurifex's work
کارهای اوریفکس
aurifex guild
گیلدا اوریفکس
skilled aurifex
اوریفکس ماهر
aurifex master
استاد اوریفکس
ancient aurifex
اوریفکس باستانی
the aurifex
اوریفکس
aurifex tools
ابزارهای اوریفکس
aurifex craft
دستوری اوریفکس
aurifex tradition
سنت اوریفکس
famous aurifex
اوریفکس معروف
the aurifex carefully heated the crucible to melt the raw gold.
آوریفکس با دقت مقداری گرم کردن گلدان را برای ذوب طلا خام انجام داد.
she visited the renowned aurifex to commission a wedding band.
او به آوریفکس معروفی مراجعه کرد تا یک حلقه ازدواج سفارش دهد.
an skilled aurifex can transform simple metal into intricate jewelry.
یک آوریفکس ماهر میتواند فلز ساده را به جواهرات پیچیده تبدیل کند.
the ancient aurifex used hammers and anvils to shape coins.
آوریفکس باستانی از میله و چکش برای شکل دادن به سکهها استفاده میکرد.
we admired the detailed filigree work created by the aurifex.
ما کار تزییناتی دقیقی که توسط آوریفکس انجام شده بود را تحسین کردیم.
the aurifex polished the antique necklace until it shone.
آوریفکس گرد و گردی نخستین گردن بند را تا زمانی که نورانی شد پولیش کرد.
becoming a master aurifex requires years of dedicated apprenticeship.
شدن به یک آوریفکس ماهر نیاز به سالها آموزش و تمرکز دارد.
the aurifex examined the gemstone before setting it in gold.
آوریفکس قبل از قرار دادن آن در طلا، سنگ گوهر را بررسی کرد.
every piece produced by the aurifex was a unique masterpiece.
هر قطعهای که توسط آوریفکس تولید میشد، یک اثر منحصر به فرد بود.
the royal aurifex was responsible for crafting the crown.
آوریفکس ملکی مسئول ساخت تاج بود.
he apprenticed under a strict aurifex to learn the trade.
او زیر نظر یک آوریفکس سختگیر برای یادگیری این حرفه دبیرستان داد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید