autistics

[ایالات متحده]/ɔ'tɪstɪk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فرد (اغلب کودک) با اوتیسم، که به دلیل خودمحوری از واقعیت ایزوله شده است.

عبارات و ترکیب‌ها

autistic traits

ویژگی‌های اوتیسم

autistic spectrum disorder

اختلال طیف اوتیسم

autistic behavior

رفتار اوتیستیک

autistic child

کودک اوتیستیک

جملات نمونه

a school for severely autistic children

مدریسی برای کودکان شدیداً خودپسند

He is autistic and struggles with social interactions.

او خودپسند است و در تعاملات اجتماعی مشکل دارد.

She has an autistic son who requires specialized care.

او پسری خودپسند دارد که به مراقتهای تخصصی نیاز دارد.

The school provides support for autistic students.

این مدرسه از دانش آموزان خودپسند پشتیبانی می کند.

Understanding the needs of autistic individuals is crucial.

درک نیازهای افراد خودپسند بسیار مهم است.

She works as a therapist for autistic children.

او به عنوان یک درمانگر برای کودکان خودپسند کار می کند.

The organization offers resources for families with autistic members.

این سازمان منابعی را برای خانواده هایی با اعضای خودپسند ارائه می دهد.

He has a special interest in working with autistic individuals.

او علاقه خاصی به کار با افراد خودپسند دارد.

The autistic boy excels in mathematics.

پسر خودپسند در ریاضیات عالی است.

The community is raising awareness about autistic spectrum disorders.

جامعه در حال افزایش آگاهی در مورد اختلالات طیف خودپسندی است.

She advocates for better education opportunities for autistic children.

او از فرصت های آموزشی بهتر برای کودکان خودپسند حمایت می کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید