autochthonies

[ایالات متحده]/ɔːtɒkθəˈniːz/
[بریتانیا]/ˌɔːtəkθoʊˈniːz/

ترجمه

n. کیفیت یا وضعیت بومی بودن، به ویژه در زمینه قوانین اساسی کشورهایی که تازه استقلال یافته‌اند.; شکل جمع 'autochthony'.

جملات نمونه

many cultures celebrate their autochthonies through traditional festivals.

بسیاری از فرهنگ‌ها با برگزاری جشن‌های سنتی، خودبنیادی خود را جشن می‌گیرند.

understanding autochthonies is essential for preserving indigenous knowledge.

درک خودبنیادی برای حفظ دانش بومی ضروری است.

autochthonies often face challenges in modern society.

خودبنیادی‌ها اغلب با چالش‌هایی در جوامع مدرن روبرو هستند.

the study of autochthonies can reveal much about human history.

مطالعه خودبنیادی می‌تواند اطلاعات زیادی در مورد تاریخ بشر آشکار کند.

preserving autochthonies helps maintain biodiversity.

حفظ خودبنیادی به حفظ تنوع زیستی کمک می‌کند.

many artists draw inspiration from autochthonies in their work.

بسیاری از هنرمندان الهام خود را از خودبنیادی‌ها در آثار خود می‌گیرند.

autochthonies play a crucial role in the identity of a community.

خودبنیادی‌ها نقش مهمی در هویت یک جامعه ایفا می‌کنند.

the preservation of autochthonies is vital for future generations.

حفظ خودبنیادی برای نسل‌های آینده حیاتی است.

many governments are working to protect the rights of autochthonies.

بسیاری از دولت‌ها در تلاشند تا از حقوق خودبنیادی‌ها محافظت کنند.

autochthonies can provide unique perspectives on environmental issues.

خودبنیادی‌ها می‌توانند دیدگاه‌های منحصر به فردی در مورد مسائل زیست محیطی ارائه دهند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید