autocue

[ایالات متحده]/'ɔːtəʊkjuː/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. تلویزیون خودکار
Word Forms
جمعautocues

جملات نمونه

She also told him that after that, she regularly checked the autocue, but never saw the red point again.

او همچنین به او گفت که پس از آن، او به طور منظم صفحه نمایش خودکاری را بررسی می‌کرد، اما دیگر نقطه قرمز را ندید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید