prompter

[ایالات متحده]/ˈprɒmptə/
[بریتانیا]/ˈprɑːmpter/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کسی که تشویق می‌کند یا تحریک می‌کند؛ دستگاهی برای یادآوری خطوط در یک اجرا

عبارات و ترکیب‌ها

teleprompter use

استفاده از تله پرامپتر

prompting device

دستگاه پرامپتر

video prompter

پرامپتر ویدئویی

live prompter

پرامپتر زنده

speech prompter

پرامپتر سخنرانی

digital prompter

پرامپتر دیجیتال

script prompter

پرامپتر اسکریپت

automatic prompter

پرامپتر خودکار

prompting software

نرم افزار پرامپتر

prompter screen

صفحه نمایش پرامپتر

جملات نمونه

the prompter helped the actor remember his lines.

حرفه‌گر به بازیگر کمک کرد تا دیالوگ‌هایش را به خاطر بسپارد.

the prompter's voice was barely audible in the theater.

صدای حرفه‌گر در تئاتر به سختی شنیده می‌شد.

she relied on the prompter during the live performance.

او در طول اجرا به حرفه‌گر تکیه کرد.

the prompter provided cues for the actors on stage.

حرفه‌گر نشانه‌هایی برای بازیگران روی صحنه ارائه کرد.

without the prompter, the show would have been a disaster.

بدون حرفه‌گر، نمایش به فاجعه می‌کشانید.

the prompter's job is crucial in theater productions.

وظیفه حرفه‌گر در تولیدات تئاتر حیاتی است.

he was grateful for the prompter's assistance during rehearsals.

او از کمک حرفه‌گر در طول تمرینات سپاسگزار بود.

the prompter stood offstage, ready to assist.

حرفه‌گر پشت صحنه ایستاده بود و آماده کمک بود.

actors often glance at the prompter for reassurance.

بازیگران اغلب برای اطمینان به حرفه‌گر نگاه می‌کنند.

she trained to become a skilled prompter for theater.

او برای تبدیل شدن به یک حرفه‌گر ماهر در تئاتر آموزش دید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید