autogamous

[ایالات متحده]/ɔːtəˈɡeɪməs/
[بریتانیا]/ˌɑːtoʊˈɡæməs/

ترجمه

adj. مربوط به یا مشخصه خودباروری در گیاهان؛ مربوط به باروری یک گل توسط گرده خود آن.

عبارات و ترکیب‌ها

autogamous plant species

گونه‌های گیاهی خودبارده

an autogamous process

یک فرآیند خودبارده

autogamous pollination strategies

استراتژی‌های گرده‌افشانی خودبارده

autogamous versus cross-pollination

خودبارده در مقابل گرده‌افشانی متقاطع

understanding autogamous mechanisms

درک مکانیسم‌های خودبارده

جملات نمونه

the plant is autogamous, ensuring self-fertilization.

گیاه خودباربر است، و این تضمین می‌کند که خودباروری انجام شود.

autogamous species can thrive in isolated environments.

گونه‌های خودباربر می‌توانند در محیط‌های جداگانه رشد کنند.

many autogamous plants do not require pollinators.

بسیاری از گیاهان خودباربر نیازی به گرده‌افشان ندارند.

autogamous reproduction can lead to reduced genetic diversity.

خودباروری می‌تواند منجر به کاهش تنوع ژنتیکی شود.

some crops are intentionally bred to be autogamous.

برخی از محصولات به طور عمدی برای خودباربری پرورش داده می‌شوند.

understanding autogamous mechanisms is crucial for botanists.

درک مکانیسم‌های خودباربری برای گیاه‌شناسان بسیار مهم است.

autogamous plants can adapt quickly to environmental changes.

گیاهان خودباربر می‌توانند به سرعت با تغییرات محیطی سازگار شوند.

research on autogamous species helps improve agricultural practices.

تحقیقات در مورد گونه‌های خودباربر به بهبود شیوه‌های کشاورزی کمک می‌کند.

autogamous plants often have simpler reproductive strategies.

گیاهان خودباربر اغلب استراتژی‌های تولید مثلی ساده‌تری دارند.

some flowers exhibit autogamous traits for survival.

برخی از گل‌ها برای بقا، ویژگی‌های خودباربری را نشان می‌دهند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید