autographing session
جلسه امضای خود
attend an autographing
حضور در جلسه امضا
famous for autographing
معروف به خاطر امضا کردن
autographing book signings
امضای کتاب
specializing in autographing
متخصص در امضا کردن
the author will be autographing books at the event.
نویسنده در این رویداد کتاب امضا خواهد کرد.
she enjoys autographing her latest novel for fans.
او از امضای رمان جدیدش برای طرفداران لذت می برد.
the celebrity spent hours autographing merchandise.
سلبریتی ساعتها برای امضای کالاها وقت گذراند.
he was excited about autographing his first album.
او از امضای اولین آلبومش هیجان زده بود.
they organized a session for autographing sports memorabilia.
آنها یک جلسه برای امضای وسایل ورزشی برگزار کردند.
fans lined up for hours to get autographing tickets.
طرفداران برای دریافت بلیط امضا به مدت ساعتها در صف ایستادند.
the artist will be autographing prints after the show.
هنرمند پس از نمایش چاپ ها را امضا خواهد کرد.
she feels honored to be autographing her work for collectors.
او مفتخر است که آثار خود را برای کلکسیونرها امضا کند.
he is known for autographing his paintings with a personal touch.
او به خاطر امضای نقاشی هایش با یک لمس شخصی شناخته شده است.
they announced a special event for autographing the new comic book.
آنها یک رویداد ویژه برای امضای کتاب کمیک جدید اعلام کردند.
autographing session
جلسه امضای خود
attend an autographing
حضور در جلسه امضا
famous for autographing
معروف به خاطر امضا کردن
autographing book signings
امضای کتاب
specializing in autographing
متخصص در امضا کردن
the author will be autographing books at the event.
نویسنده در این رویداد کتاب امضا خواهد کرد.
she enjoys autographing her latest novel for fans.
او از امضای رمان جدیدش برای طرفداران لذت می برد.
the celebrity spent hours autographing merchandise.
سلبریتی ساعتها برای امضای کالاها وقت گذراند.
he was excited about autographing his first album.
او از امضای اولین آلبومش هیجان زده بود.
they organized a session for autographing sports memorabilia.
آنها یک جلسه برای امضای وسایل ورزشی برگزار کردند.
fans lined up for hours to get autographing tickets.
طرفداران برای دریافت بلیط امضا به مدت ساعتها در صف ایستادند.
the artist will be autographing prints after the show.
هنرمند پس از نمایش چاپ ها را امضا خواهد کرد.
she feels honored to be autographing her work for collectors.
او مفتخر است که آثار خود را برای کلکسیونرها امضا کند.
he is known for autographing his paintings with a personal touch.
او به خاطر امضای نقاشی هایش با یک لمس شخصی شناخته شده است.
they announced a special event for autographing the new comic book.
آنها یک رویداد ویژه برای امضای کتاب کمیک جدید اعلام کردند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید