autographing

[ایالات متحده]/ɔːtəˈɡrɑːfɪŋ/
[بریتانیا]/awˈtɒɡˌræfɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. عمل امضا کردن نام خود برای کسی به عنوان امضا؛ فرآیند نوشتن امضای خود.

عبارات و ترکیب‌ها

autographing session

جلسه امضای خود

attend an autographing

حضور در جلسه امضا

famous for autographing

معروف به خاطر امضا کردن

autographing book signings

امضای کتاب

specializing in autographing

متخصص در امضا کردن

جملات نمونه

the author will be autographing books at the event.

نویسنده در این رویداد کتاب امضا خواهد کرد.

she enjoys autographing her latest novel for fans.

او از امضای رمان جدیدش برای طرفداران لذت می برد.

the celebrity spent hours autographing merchandise.

سلبریتی ساعت‌ها برای امضای کالاها وقت گذراند.

he was excited about autographing his first album.

او از امضای اولین آلبومش هیجان زده بود.

they organized a session for autographing sports memorabilia.

آنها یک جلسه برای امضای وسایل ورزشی برگزار کردند.

fans lined up for hours to get autographing tickets.

طرفداران برای دریافت بلیط امضا به مدت ساعت‌ها در صف ایستادند.

the artist will be autographing prints after the show.

هنرمند پس از نمایش چاپ ها را امضا خواهد کرد.

she feels honored to be autographing her work for collectors.

او مفتخر است که آثار خود را برای کلکسیونرها امضا کند.

he is known for autographing his paintings with a personal touch.

او به خاطر امضای نقاشی هایش با یک لمس شخصی شناخته شده است.

they announced a special event for autographing the new comic book.

آنها یک رویداد ویژه برای امضای کتاب کمیک جدید اعلام کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید