autolytic

[ایالات متحده]/ɔːˈtɒlɪtɪk/
[بریتانیا]/ɔːˈtɑːlɪtɪk/

ترجمه

adj. مربوط به یا تولید شده توسط هضم خود به خود بافت توسط آنزیم‌های موجود در آن بافت

عبارات و ترکیب‌ها

autolytic process

فراين خود تجزیی

autolytic activity

فعالیت خود تجزیی

autolytic degradation

تخریب خود تجزیی

autolytic enzymes

آنزیم های خود تجزیی

autolytic digestion

هضم خود تجزیی

autolytic changes

تغییرات خود تجزیی

autolytic breakdown

شکستن خود تجزیی

autolytic reaction

reaksiyon خود تجزیی

جملات نمونه

autolytic enzymes in meat begin breaking down protein fibers shortly after slaughter.

آنزیم‌های اوتولیتیک در گوشت به طوری که پس از کشتار شروع به تجزیه الیاف پروتئینی می‌کنند.

autolytic changes in fresh fish can lead to quality deterioration if not properly stored.

تغییرات اوتولیتیک در ماهی تازه می‌تواند باعث تخریب کیفیت شود اگر به درستی نگهداری نشود.

the autolytic process involves the self-digestion of cellular components by naturally occurring enzymes.

فرآیند اوتولیتیک شامل هضم خودی اجزای سلولی توسط آنزیم‌های طبیعی است.

food scientists study autolytic degradation to extend the shelf life of seafood products.

دانشمندان غذایی مطالعه تجزیه اوتولیتیک را برای افزایش مدت زمان نگهداری محصولات دریایی انجام می‌دهند.

high autolytic activity in certain cheese varieties contributes to their distinctive flavors.

فعالیت اوتولیتیک بالا در برخی از انواع پنیک به طوری که باعث ایجاد طعم‌های ویژه آن‌ها می‌شود.

the autolytic breakdown of glycogen releases glucose during the ripening of fruits.

تجزیه اوتولیتیک گلوکز در طی رسیدن میوه‌ها گلوکز را آزاد می‌کند.

researchers discovered that the autolytic reaction can be slowed by lowering storage temperature.

پژوهشگران کشف کردند که واکنش اوتولیتیک می‌تواند با کاهش دمای نگهداری کند تر شود.

autolytic digestion plays a crucial role in the natural softening of tenderized meats.

هضم اوتولیتیک در نرم شدن طبیعی گوشت‌های نرم‌شده نقش حیاتی دارد.

the autolytic mechanism allows cancer cells to survive under nutrient-deprived conditions.

مکانیسم اوتولیتیک به سلول‌های سرطانی اجازه می‌دهد تا زیر شرایط کمبود مواد مغذی زنده بمانند.

cold storage reduces autolytic potential in harvested shellfish significantly.

نگهداری سرد به طور قابل توجهی پتانسیل اوتولیتیک در ماهی‌های پوک‌پوکی جمع‌آوری شده را کاهش می‌دهد.

understanding autolytic behavior helps meat processors optimize aging techniques.

درک رفتار اوتولیتیک به پردازشگران گوشت کمک می‌کند تا فنون تیره‌سازی را بهینه کنند.

the autolytic system activates immediately upon cell disruption, initiating decomposition.

سیستم اوتولیتیک به محض ایجاد اختلال در سلول فعال می‌شود و تجزیه را آغاز می‌کند.

enzyme inhibitors can suppress autolytic conversion in pharmaceutical preparations.

مکانیسم‌های مهار کننده آنزیم می‌توانند تبدیل اوتولیتیک در تهیه‌های دارویی را مهار کنند.

rapid freezing prevents autolytic spoilage in premium fish products.

یخ‌زدن سریع از تخریب اوتولیتیک در محصولات ماهی اولیه جلوگیری می‌کند.

autolytic capability varies among different fish species and influences texture.

توانایی اوتولیتیک بین گونه‌های مختلف ماهی متفاوت است و بر بافت تأثیر می‌گذارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید