automated

[ایالات متحده]/ˈɔ:təmeɪtəd/
[بریتانیا]/ˈɔtəˌmetɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. توسط ماشین‌ها یا فناوری‌ها بدون نیاز به مداخله انسانی کار می‌کند

عبارات و ترکیب‌ها

automated system

سیستم خودکار

automated process

فرآیند خودکار

automated machinery

ماشین‌آلات خودکار

automated tasks

وظایف خودکار

automated machine

ماشین خودکار

automated teller machine

دستگاه خودپرداز

automated welding

جوشکاری خودکار

جملات نمونه

interbank borrowing; an interbank network of automated teller machines.

وام بین بانکی؛ شبکه خودپرداز خودکار بین بانکی.

Tropo Automated Data Analysis Recorder System?

سیستم ضبط داده های خودکار ترپو؟

Abstract:Objective To discuss the biurea method for determination of total protein in serum of fat emulsion specimens with double reagents on the automated biochemical analyzer.

چکیده: هدف بررسی روش بیورا برای تعیین کل پروتئین در سرم نمونه های امولسیون چربی با معرف های دوگانه بر روی آنالایزر بیوشیمی خودکار.

They also carried automated laser cannon turrets programmed to attack inceptor starfighters, along with armor plating and advanced shields that defended against both turbolasers and ion cannons.

آنها همچنین مسلسل های لیزر خودکار را حمل می کردند که برای حمله به جنگنده های ستاره ای اینسپتور برنامه ریزی شده بود، همراه با زره پوش و سپر های پیشرفته که در برابر هم لیزرها و هم توپ های یونی محافظت می کرد.

The automated speed traps that ward the approaches to Nabern, Germany, seem to be the only things that can wipe the smile off Rosario Berretta's face.

تله های سرعت خودکار که از ورودی های نابِرن، آلمان محافظت می کنند، به نظر می رسد تنها چیزی هستند که می توانند لبخند را از چهره روزاریو برتا برداشت کنند.

The other day, manroland COLORMAN two fully automated business card printing and membership card-making machine in Germany's leading daily news-xinao brueck newspaper snap vestakeep.

روز دیگر، دستگاه چاپ کارت ویزیت و عضویت کاملاً خودکار منرولند COLORMAN در روزنامه برلینای پیشرو آلمان، xinao brueck snap vestakeep.

The temperate surface of Duro was converted into farmlands, and immense automated food factories processed comestibles to be shipped elsewhere.

سطح معتدل دورو به زمین های کشاورزی تبدیل شد و کارخانه های عظیم تولید مواد غذایی خودکار مواد غذایی را برای ارسال به جای دیگر فرآوری می کرد.

The term does not imply any particular technology, and a people mover may use technologies such as monorail, duorail, automated guideway transit or maglev.

این اصطلاح هیچ فناوری خاصی را به خودی خود القا نمی کند و یک وسیله نقلیه جابجایی مردم ممکن است از فناوری هایی مانند مونوریل، دوریل، سیستم حمل و نقل خودکار یا مگلو استفاده کند.

The product production line uses Japan, Europe, US and so on specialized automated, the semiautomation welding apparatus, each kind of product automatic production.

خط تولید محصول از ژاپن، اروپا، ایالات متحده و غیره، اتوماسیون تخصصی، دستگاه جوش نیمه خودکار، تولید خودکار هر نوع محصول استفاده می کند.

نمونه‌های واقعی

Advocates argue these automated vehicles will change mining forever.

فعال‌آوران استدلال می‌کنند این وسایل نقلیه خودکار معادن را برای همیشه تغییر خواهند داد.

منبع: CET-6 Listening Past Exam Questions (with Translations)

By 1922 many traffic signals were being automated on timers.

تا سال 1922 بسیاری از سیگنال‌های ترافیکی با استفاده از تایمرها در حال خودکار شدن بودند.

منبع: Popular Science Essays

We're taking fire from an automated turret.

ما در حال دریافت آتش از یک برجک خودکار هستیم.

منبع: Rick and Morty Season 3 (Bilingual)

And best of all, the entire house is fully automated.

و بهترین از همه، کل خانه به طور کامل خودکار است.

منبع: Modern Family - Season 10

This kind of rote learning can be easily automated - done by machines instead of humans.

این نوع یادگیری حفظی را می‌توان به راحتی خودکار کرد - توسط ماشین‌ها به جای انسان‌ها انجام شود.

منبع: 6 Minute English

Also, with electrification, more jobs can be automated.

همچنین، با الکتریکی شدن، مشاغل بیشتری را می‌توان خودکار کرد.

منبع: VOA Special June 2023 Collection

So, it becomes a completely automated platform.

بنابراین، به یک پلتفرم کاملاً خودکار تبدیل می‌شود.

منبع: VOA Standard English (Video Version) - 2022 Collection

This is Nuro, an automated delivery vehicle.

این Nuro است، یک وسیله نقلیه تحویل خودکار.

منبع: Connection Magazine

Thank you. Is the production line fully automated?

متشکرم. آیا خط تولید کاملاً خودکار است؟

منبع: Business English situational dialogue

The fastest declining jobs will be those that can be automated, like secretaries and bank tellers.

سریعترین مشاغلی که در حال کاهش هستند، مشاغلی هستند که می‌توان آنها را خودکار کرد، مانند منشی‌ها و کارمندان بانک.

منبع: VOA Special May 2023 Collection

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید