autophyte

[ایالات متحده]/ɔːtəˈfaɪt/
[بریتانیا]/awˈtoʊˌfaɪt/

ترجمه

n. موجودی که غذای خود را از منابع غیرآلی از طریق فتوسنتز تولید می‌کند.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

autophyte photosynthesis

فتوسنتز خودتروف

study of autophytes

مطالعه­ی خودتروف‌ها

autophyte evolution

تکامل خودتروف

autophyte diversity

تنوع­ی خودتروف

marine autophyte communities

جامعه­­های خودتروف دریایی

جملات نمونه

autophytes play a crucial role in maintaining the ecosystem.

گیاهان خودتغذی نقش مهمی در حفظ اکوسیستم ایفا می‌کنند.

many autophytes can thrive in harsh environments.

بسیاری از گیاهان خودتغذی می‌توانند در محیط‌های سخت زنده بمانند.

research on autophytes can lead to better agricultural practices.

تحقیقات در مورد گیاهان خودتغذی می‌تواند منجر به بهبود شیوه‌های کشاورزی شود.

autophytes are essential for the oxygen supply in aquatic ecosystems.

گیاهان خودتغذی برای تامین اکسیژن در اکوسیستم‌های آبی ضروری هستند.

understanding autophytes can help in conservation efforts.

درک گیاهان خودتغذی می‌تواند به تلاش‌های حفاظتی کمک کند.

some autophytes are used in bioremediation processes.

برخی از گیاهان خودتغذی در فرآیندهای بیوتغییرسازی استفاده می‌شوند.

autophytes convert sunlight into energy through photosynthesis.

گیاهان خودتغذی از طریق فتوسنتز نور خورشید را به انرژی تبدیل می‌کنند.

ecologists study autophytes to understand their impact on biodiversity.

اکولوژیست‌ها گیاهان خودتغذی را مطالعه می‌کنند تا تأثیر آن‌ها بر تنوع زیستی را درک کنند.

autophytes can be found in both terrestrial and aquatic environments.

گیاهان خودتغذی را می‌توان هم در محیط‌های زمینی و هم در محیط‌های آبی یافت.

the diversity of autophytes contributes to ecosystem resilience.

تنوع گیاهان خودتغذی به انعطاف‌پذیری اکوسیستم کمک می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید