dodges

[ایالات متحده]/ˈdɒdʒɪz/
[بریتانیا]/ˈdɑːdʒɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع dodge; فرارها یا حقه‌ها
v. سوم شخص مفرد dodge; فرار کردن

عبارات و ترکیب‌ها

dodges bullets

اجتناب از گلوله ها

dodges taxes

اجتناب از پرداخت مالیات

dodges questions

اجتناب از پاسخ به سوالات

dodges blame

اجتناب از پذیرش تقصیر

dodges obstacles

اجتناب از موانع

dodges traffic

اجتناب از ترافیک

dodges issues

اجتناب از مسائل

dodges responsibilities

اجتناب از مسئولیت‌ها

dodges attacks

اجتناب از حملات

dodges danger

اجتناب از خطر

جملات نمونه

the cat dodges the laser pointer quickly.

گربه به سرعت از اشاره لیزر جاخالی می‌دهد.

he skillfully dodges the questions during the interview.

او با مهارت در طول مصاحبه از سؤالات جاخالی می‌دهد.

the player dodges the tackle to score a goal.

بازیکن برای گل زدن از تکل جاخالی می‌دهد.

she dodges traffic while crossing the street.

او در حالی که از خیابان عبور می‌کند از ترافیک جاخالی می‌دهد.

the dog dodges the frisbee with ease.

سگ به راحتی از فروبیز جاخالی می‌دهد.

he dodges responsibilities whenever he can.

او تا جایی که می‌تواند از مسئولیت‌ها جاخالی می‌دهد.

she dodges negative comments on social media.

او نظرات منفی را در رسانه‌های اجتماعی جاخالی می‌دهد.

the boxer dodges punches with agility.

بوکسور با چابکی از مشت‌ها جاخالی می‌دهد.

he dodges the rain by taking a shortcut.

او با رفتن از یک راه میانبر از باران جاخالی می‌دهد.

she dodges the spotlight and prefers to stay low-key.

او از توجهات دوری می‌کند و ترجیح می‌دهد در خفا بماند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید