have a baccy
دود گرفتن
fancy a baccy?
میل داری دود بکشی؟
baccies on me
دودها تقدیم شما
the baccy tin
محفظه تنباکو
he always carries a pack of baccies in his pocket.
او همیشه یک بسته تنباکوی دستی در جیبش دارد.
she offered him a baccy when he asked for a smoke.
وقتی از او خواست، یک نخ تنباکوی دستی به او پیشنهاد داد.
after dinner, they relaxed with a couple of baccies.
بعد از شام، با چند نخ تنباکوی دستی استراحت کردند.
he prefers rolling his own baccies instead of buying pre-made ones.
او ترجیح می دهد تنباکوی دستی خودش را درست کند به جای اینکه انواع آماده را بخرد.
they sat on the porch sharing stories and baccies.
آنها روی ایوان نشسته بودند و داستان و تنباکوی دستی با هم به اشتراک می گذاشتند.
she decided to quit smoking baccies for her health.
او تصمیم گرفت به خاطر سلامتی سیگار کشیدن تنباکوی دستی را ترک کند.
he rolled a baccy and took a deep breath before lighting it.
او یک نخ تنباکوی دستی درست کرد و قبل از روشن کردن آن یک نفس عمیق کشید.
they enjoyed a night out, finishing with some baccies.
آنها از یک شب بیرون لذت بردند و با تنباکوی دستی آن را به پایان رساندند.
his friends often tease him about his love for baccies.
دوستانش اغلب او را به خاطر علاقه اش به تنباکوی دستی مسخره می کنند.
she always has a lighter ready for her baccies.
او همیشه یک روشن کننده برای تنباکوی دستی خود آماده دارد.
have a baccy
دود گرفتن
fancy a baccy?
میل داری دود بکشی؟
baccies on me
دودها تقدیم شما
the baccy tin
محفظه تنباکو
he always carries a pack of baccies in his pocket.
او همیشه یک بسته تنباکوی دستی در جیبش دارد.
she offered him a baccy when he asked for a smoke.
وقتی از او خواست، یک نخ تنباکوی دستی به او پیشنهاد داد.
after dinner, they relaxed with a couple of baccies.
بعد از شام، با چند نخ تنباکوی دستی استراحت کردند.
he prefers rolling his own baccies instead of buying pre-made ones.
او ترجیح می دهد تنباکوی دستی خودش را درست کند به جای اینکه انواع آماده را بخرد.
they sat on the porch sharing stories and baccies.
آنها روی ایوان نشسته بودند و داستان و تنباکوی دستی با هم به اشتراک می گذاشتند.
she decided to quit smoking baccies for her health.
او تصمیم گرفت به خاطر سلامتی سیگار کشیدن تنباکوی دستی را ترک کند.
he rolled a baccy and took a deep breath before lighting it.
او یک نخ تنباکوی دستی درست کرد و قبل از روشن کردن آن یک نفس عمیق کشید.
they enjoyed a night out, finishing with some baccies.
آنها از یک شب بیرون لذت بردند و با تنباکوی دستی آن را به پایان رساندند.
his friends often tease him about his love for baccies.
دوستانش اغلب او را به خاطر علاقه اش به تنباکوی دستی مسخره می کنند.
she always has a lighter ready for her baccies.
او همیشه یک روشن کننده برای تنباکوی دستی خود آماده دارد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید