pay debts
پرداخت بدهیها
high debts
بدهیهای زیاد
clear debts
تسویه بدهیها
reduce debts
کاهش بدهیها
owing debts
بدهکار بودن
debt burden
بار بدهی
manage debts
مدیریت بدهیها
accumulating debts
انباشت بدهیها
past debts
بدهیهای گذشته
default debts
بدهیهای پیشفرض
the company struggled to manage its mounting debts.
شرکت برای مدیریت بدهیهای رو به رشدی که داشت، با مشکل مواجه شد.
he took on significant debts to start his business.
او برای شروع کسب و کارش، بدهیهای قابل توجهی بر عهده گرفت.
we need to reduce our national debts significantly.
ما باید بدهیهای ملی خود را به طور قابل توجهی کاهش دهیم.
paying off debts is a priority for many families.
پرداخت بدهیها برای بسیاری از خانوادهها اولویت دارد.
the student loans represent a large amount of debt.
وامهای دانشجویی نشاندهنده مبلغ قابل توجهی از بدهی هستند.
the government is working to reduce public debts.
دولت در حال تلاش برای کاهش بدهیهای عمومی است.
he inherited substantial debts from his father.
او بدهیهای قابل توجهی را از پدرش به ارث برد.
the bank offered a debt consolidation loan.
بانک وام ادغام بدهی ارائه داد.
high levels of personal debts can be stressful.
سطح بالای بدهیهای شخصی میتواند استرسزا باشد.
they are struggling with unmanageable debts.
آنها با بدهیهای غیرقابل کنترل دست و پنجه نرم میکنند.
the country's debts are a major economic concern.
بدهیهای کشور یک نگرانی اقتصادی بزرگ است.
he carefully calculated the repayment of his debts.
او به دقت بازپرداخت بدهیهای خود را محاسبه کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید