backdates

[ایالات متحده]/ˈbækˌdeɪts/
[بریتانیا]/ˈbækˌdets/

ترجمه

v. به طور retrospectively تاریخ دیرتری را در یک سند یا رکورد وارد کردن؛ (به عنوان مثال) یک پرداخت را به تاریخ زودتری نسبت به تاریخی که واقعاً انجام شده است، مؤثر کردن

عبارات و ترکیب‌ها

backdates a contract

برگرداندن تاریخ قرارداد

جملات نمونه

he decided to backdate the contract to avoid penalties.

او تصمیم گرفت قرارداد را به عقب بازگرداند تا از پرداخت جریمه جلوگیری کند.

the company was caught trying to backdate financial reports.

شرکت در حال تلاش برای بازگرداندن گزارش‌های مالی به عقب، دستگیر شد.

it's illegal to backdate documents in most jurisdictions.

بازگرداندن اسناد در اکثر حوزه قضایی غیرقانونی است.

she had to explain why she chose to backdate her application.

او مجبور شد توضیح دهد چرا تصمیم گرفت درخواست خود را به عقب بازگرداند.

they agreed to backdate the invoice for accounting purposes.

آنها برای اهداف حسابداری با بازگرداندن فاکتور به عقب موافقت کردند.

many people believe it's wrong to backdate a check.

بسیاری از مردم معتقدند که چک را به عقب بازگرداندن اشتباه است.

he was accused of attempting to backdate his resume.

اتهام داشت که سعی کرده است رزومه خود را به عقب بازگرداند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید