backfires on someone
به ضرر کسی تمام شود
backfire plan
طرحی که شکست میخورد
backfire spectacularly
به طرز چشمگیری شکست بخورد
backfire badly
به شدت شکست بخورد
his attempt backfires
تلاش او به ضرر او تمام میشود
it all backfired
همه چیز به ضرر او تمام شد
his plan to cut costs backfires and leads to layoffs.
برنامهی او برای کاهش هزینهها ناموفق بوده و منجر به اخراج کارکنان میشود.
trying to manipulate the situation backfires on her.
تلاش او برای دستکاری وضعیت به ضرر او تمام میشود.
the prank he pulled backfires, causing more trouble.
این شوخی که انجام داد، ناموفق بوده و باعث ایجاد مشکلات بیشتری شده است.
his attempt to impress her backfires when he stumbles.
تلاش او برای تحت تاثیر قرار دادن او به ضرر او تمام میشود وقتی که زمین میخورد.
when the new policy backfires, the management is in trouble.
وقتی سیاست جدید به ضرر میافتد، مدیریت در مشکل قرار میگیرد.
her criticism backfires and makes him more determined.
انتقاد او به ضرر میافتد و او را مصممتر میکند.
the marketing strategy backfires, resulting in a loss of customers.
استراتژی بازاریابی به ضرر میافتد و منجر به از دست دادن مشتریان میشود.
his attempt to sabotage the project backfires spectacularly.
تلاش او برای خرابکاری در پروژه به طرز چشمگیری به ضرر او تمام میشود.
her attempt to play hard to get backfires, and he loses interest.
تلاش او برای بازی سخت و سرد به ضرر او تمام میشود و او بیعلاقه میشود.
the negotiation tactics backfire, leading to a breakdown in talks.
تاکتیکهای مذاکره به ضرر میافتد و منجر به شکست مذاکرات میشود.
backfires on someone
به ضرر کسی تمام شود
backfire plan
طرحی که شکست میخورد
backfire spectacularly
به طرز چشمگیری شکست بخورد
backfire badly
به شدت شکست بخورد
his attempt backfires
تلاش او به ضرر او تمام میشود
it all backfired
همه چیز به ضرر او تمام شد
his plan to cut costs backfires and leads to layoffs.
برنامهی او برای کاهش هزینهها ناموفق بوده و منجر به اخراج کارکنان میشود.
trying to manipulate the situation backfires on her.
تلاش او برای دستکاری وضعیت به ضرر او تمام میشود.
the prank he pulled backfires, causing more trouble.
این شوخی که انجام داد، ناموفق بوده و باعث ایجاد مشکلات بیشتری شده است.
his attempt to impress her backfires when he stumbles.
تلاش او برای تحت تاثیر قرار دادن او به ضرر او تمام میشود وقتی که زمین میخورد.
when the new policy backfires, the management is in trouble.
وقتی سیاست جدید به ضرر میافتد، مدیریت در مشکل قرار میگیرد.
her criticism backfires and makes him more determined.
انتقاد او به ضرر میافتد و او را مصممتر میکند.
the marketing strategy backfires, resulting in a loss of customers.
استراتژی بازاریابی به ضرر میافتد و منجر به از دست دادن مشتریان میشود.
his attempt to sabotage the project backfires spectacularly.
تلاش او برای خرابکاری در پروژه به طرز چشمگیری به ضرر او تمام میشود.
her attempt to play hard to get backfires, and he loses interest.
تلاش او برای بازی سخت و سرد به ضرر او تمام میشود و او بیعلاقه میشود.
the negotiation tactics backfire, leading to a breakdown in talks.
تاکتیکهای مذاکره به ضرر میافتد و منجر به شکست مذاکرات میشود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید