| جمع | backseats |
backseat driver
راننده بیتجربه
backseat passenger
مسافر عقب خودرو
to take a backseat in the decision-making process
برای کنار گذاشتن در فرآیند تصمیم گیری
to sit in the backseat of the car
نشستن در صندلی عقب ماشین
to play a backseat role in the project
ایفای نقش کم اهمیت در پروژه
to give someone a backseat driving advice
دادن نصیحت رانندگی از صندلی عقب به کسی
to let others take the backseat for a change
به دیگران اجازه دهید برای تغییر صندلی عقب را بگیرند
to prefer the backseat during long journeys
ترجیح دادن صندلی عقب در سفرهای طولانی
to enjoy the view from the backseat of the bus
لذت بردن از منظره از صندلی عقب اتوبوس
to have a conversation in the backseat of the taxi
داشتن یک مکالمه در صندلی عقب تاکسی
to feel carsick when sitting in the backseat
احساس تهوع هنگام نشستن در صندلی عقب
to adjust the backseat for more legroom
تنظیم صندلی عقب برای فضای بیشتر پا
backseat driver
راننده بیتجربه
backseat passenger
مسافر عقب خودرو
to take a backseat in the decision-making process
برای کنار گذاشتن در فرآیند تصمیم گیری
to sit in the backseat of the car
نشستن در صندلی عقب ماشین
to play a backseat role in the project
ایفای نقش کم اهمیت در پروژه
to give someone a backseat driving advice
دادن نصیحت رانندگی از صندلی عقب به کسی
to let others take the backseat for a change
به دیگران اجازه دهید برای تغییر صندلی عقب را بگیرند
to prefer the backseat during long journeys
ترجیح دادن صندلی عقب در سفرهای طولانی
to enjoy the view from the backseat of the bus
لذت بردن از منظره از صندلی عقب اتوبوس
to have a conversation in the backseat of the taxi
داشتن یک مکالمه در صندلی عقب تاکسی
to feel carsick when sitting in the backseat
احساس تهوع هنگام نشستن در صندلی عقب
to adjust the backseat for more legroom
تنظیم صندلی عقب برای فضای بیشتر پا
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید