backseats

[ایالات متحده]/ˈbækˌsiːts/
[بریتانیا]/ˈbækˌsit/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. صندلی‌های عقب یک وسیله نقلیه؛ موقعیت یا نقش ثانویه یا کمتر مهم.

عبارات و ترکیب‌ها

take a backseat

پس زمینه

backseat driver

راننده پشت سری

backseat arguments

بحث و جدل پشت سری

جملات نمونه

she always prefers to sit in the backseats during long trips.

او معمولاً ترجیح می‌دهد در سفرهای طولانی در صندلی‌های عقب بنشیند.

the kids were playing games in the backseats of the car.

کودکان در صندلی‌های عقب ماشین بازی می‌کردند.

he adjusted the backseats to make more space for luggage.

او صندلی‌های عقب را تنظیم کرد تا فضای بیشتری برای وسایل بارگیری ایجاد کند.

backseats can be quite uncomfortable on long drives.

صندلی‌های عقب می‌توانند در سفرهای طولانی بسیار ناراحت‌کننده باشند.

she often finds it hard to see the scenery from the backseats.

او اغلب دیدن مناظر از صندلی‌های عقب را دشوار می‌داند.

they installed child safety seats in the backseats.

آنها صندلی‌های ایمنی کودک را در صندلی‌های عقب نصب کردند.

backseats are usually more spacious in suvs than in sedans.

صندلی‌های عقب معمولاً در SUVها نسبت به سدان‌ها جادارتر هستند.

he likes to recline the backseats for a nap during road trips.

او دوست دارد صندلی‌های عقب را برای چرت زدن در طول سفرهای جاده‌ای به عقب تکیه دهد.

the backseats were filled with bags after shopping.

صندلی‌های عقب بعد از خرید با کیسه‌ها پر شده بودند.

we had a great time chatting in the backseats of the taxi.

ما زمان خوبی را در گپ زدن در صندلی‌های عقب تاکسی داشتیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید