backspin

[ایالات متحده]/ˈbækspɪn/
[بریتانیا]/ˈbækspin/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. چرخش معکوس یک جسم در حال چرخش، مانند توپ یا چرخ.; نوعی چرخش که به یک توپ در ورزش‌ها اعمال می‌شود و باعث می‌شود که پس از برخورد به سمت عقب منحنی شود.
Word Forms
جمعbackspins

عبارات و ترکیب‌ها

backspin serve

سرو با چرخش به عقب

backspin shot

ضربه با چرخش به عقب

achieve backspin

به دست آوردن چرخش به عقب

understand backspin

درک چرخش به عقب

counter with backspin

مقابله با چرخش به عقب

apply backspin effectively

به طور موثر چرخش به عقب اعمال کنید

generate backspin power

تولید توان چرخش به عقب

master backspin technique

تسلط بر تکنیک چرخش به عقب

جملات نمونه

he executed a perfect backspin on the tennis court.

او یک چرخش معکوس عالی روی زمین تنیس انجام داد.

the backspin made the ball drop quickly.

چرخش معکوس باعث شد توپ به سرعت سقوط کند.

she learned how to apply backspin to her shots.

او یاد گرفت که چگونه چرخش معکوس را به ضربات خود اضافه کند.

backspin is crucial for controlling the ball's movement.

چرخش معکوس برای کنترل حرکت توپ بسیار مهم است.

he added backspin to his golf swing for better accuracy.

او برای افزایش دقت، چرخش معکوس را به حرکت گلف خود اضافه کرد.

learning backspin techniques can improve your game.

یادگیری تکنیک های چرخش معکوس می تواند بازی شما را بهبود بخشد.

the player used backspin to outsmart his opponent.

بازیکن از چرخش معکوس برای فریب دادن حریف خود استفاده کرد.

backspin can help you achieve a softer landing on the green.

چرخش معکوس می تواند به شما کمک کند تا فرود نرم تری روی زمین داشته باشید.

he practiced his backspin technique every day.

او هر روز تکنیک چرخش معکوس خود را تمرین می کرد.

using backspin can create a more dynamic play style.

استفاده از چرخش معکوس می تواند یک سبک بازی پویاتر ایجاد کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید