backstreet

[ایالات متحده]/'bækstri:t/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک خیابان یا کوچه دورافتاده
adj. مخفی؛ پنهان؛ زیرزمینی؛ غیرقانونی

جملات نمونه

the backstreets of Dickensian London.

پس کوچه‌های لندن دوران دیکنز

we took a short cut through the backstreets of Kings Cross.

ما یک راه میانبر از طریق پس کوچه‌های کینگز کراس انتخاب کردیم.

They used to hang out in the backstreet.

آنها اغلب در پس کوچه وقت می‌گذراندند.

The backstreet led to a hidden garden.

پس کوچه به یک باغ پنهان منتهی می‌شد.

The backstreet was quiet and deserted.

پس کوچه آرام و متروکه بود.

The backstreet was lined with old buildings.

پس کوچه با ساختمان‌های قدیمی پوشیده شده بود.

She lived in a small house on the backstreet.

او در یک خانه کوچک در پس کوچه زندگی می‌کرد.

They found a cozy cafe in the backstreet.

آنها یک کافه دنج در پس کوچه پیدا کردند.

The backstreet market was bustling with activity.

بازار پس کوچه مملو از فعالیت بود.

The backstreet was dimly lit at night.

پس کوچه در شب کم نور بود.

The backstreet was narrow and winding.

پس کوچه باریک و پرپیچ و خم بود.

They stumbled upon a backstreet art gallery.

آنها به طور اتفاقی با یک گالری هنری در پس کوچه برخورد کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید