badmintons

[ایالات متحده]/ˈbæd.mɪn.tənz/
[بریتانیا]/ˈbæd.mɪn.tən z/

ترجمه

n. ورزش بدمینتون که به عنوان یک بازی یا مسابقه انجام می‌شود.; شکل جمع کلمه "بدمینتون".

عبارات و ترکیب‌ها

play badmintons

بازی تنیس meja

badminton tournaments

مسابقات تنیس meja

badminton courts

زمین‌های تنیس meja

badminton rackets

راکت‌های تنیس meja

badmintons skills

مهارت‌های تنیس meja

badminton enthusiasts

علاقه‌مندان تنیس meja

badmintons history

تاریخچه تنیس meja

badminton rules

قوانین تنیس meja

watch badmintons match

تماشای مسابقه تنیس meja

badminton equipment

تجهیزات تنیس meja

جملات نمونه

i love playing badmintons with my friends on weekends.

من عاشق بازی تنیس با دوستانم در آخر هفته ها هستم.

she practices badmintons every morning to improve her skills.

او هر روز صبح تنیس بازی می کند تا مهارت های خود را بهبود بخشد.

they organized a badmintons tournament at the local gym.

آنها یک مسابقه تنیس در باشگاه محلی برگزار کردند.

badmintons is a great way to stay fit and have fun.

تنیس راهی عالی برای تناسب اندام و سرگرمی است.

he bought new badmintons rackets for the upcoming match.

او راکت های تنیس جدید برای مسابقه آینده خرید.

we often play badmintons in the park during summer.

ما اغلب در پارک در تابستان تنیس بازی می کنیم.

she joined a badmintons club to meet new people.

او برای ملاقات با افراد جدید به یک باشگاه تنیس پیوست.

badmintons can be played both indoors and outdoors.

می توان تنیس را هم در داخل و هم در خارج از منزل بازی کرد.

he watched a badmintons match on tv last night.

او شب گذشته مسابقه تنیس را در تلویزیون تماشا کرد.

the coach gave us tips on how to improve our badmintons technique.

مربی به ما نکاتی در مورد نحوه بهبود تکنیک تنیس ما داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید