bagpiper

[ایالات متحده]/ˈbægˌpaɪpər/
[بریتانیا]/ˈbæɡˌpaɪpər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شخصی که دوتار می‌نوازد.; نوازنده دوتار.
Word Forms
جمعbagpipers

عبارات و ترکیب‌ها

bagpiper's tune

نغمه نوازنده سازی

hire a bagpiper

استخدام یک نوازنده سازی

bagpiper's lament

افسوس نوازنده سازی

traditional bagpiper

نوازنده سازی سنتی

bagpiper performance

اجرای نوازنده سازی

scottish bagpiper

نوازنده سازی اسکاتلندی

famous bagpiper

نوازنده سازی مشهور

bagpiper's music

موسیقی نوازنده سازی

جملات نمونه

the bagpiper played a haunting melody at the wedding.

بازنوازنده با پیپ، یک ملودی دلخراش در عروسی نواخت.

during the festival, the bagpiper drew a large crowd.

در طول جشنواره، بازنوازنده با پیپ، جمعیت زیادی را به خود جذب کرد.

the bagpiper wore traditional scottish attire.

بازنوازنده لباس‌های سنتی اسکاتلندی پوشیده بود.

she hired a bagpiper for her birthday party.

او یک بازنوازنده با پیپ برای مهمانی تولدش استخدام کرد.

the sound of the bagpiper echoed through the valley.

صدای بازنوازنده با پیپ در دره طنین انداز شد.

the bagpiper's performance was the highlight of the event.

اجای بازنوازنده با پیپ، اوج رویداد بود.

he practices daily to become a skilled bagpiper.

او روزانه تمرین می‌کند تا به یک بازنوازنده ماهر تبدیل شود.

the bagpiper played at the memorial service.

بازنوازنده با پیپ در مراسم یادبود اجرا کرد.

watching the bagpiper perform was a unique experience.

تماشای اجرای بازنوازنده با پیپ یک تجربه منحصر به فرد بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید