pipe

[ایالات متحده]/paɪp/
[بریتانیا]/paɪp/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. وسیله سیگار کشیدن; لوله; ساز موسیقی
vi. فریاد زدن; نواختن ساز موسیقی
vt. حمل و نقل کردن; آواز خواندن; نواختن ساز بادی.

عبارات و ترکیب‌ها

smoking pipe

پیپ دود

water pipe

لوله آب

pipeline

خط لوله

drainage pipe

لوله زهکشی

gas pipe

لوله گاز

steel pipe

لوله فولادی

heat pipe

لوله حرارتی

pipe in

لوله در

welded pipe

لوله جوشی شده

seamless steel pipe

لوله فولادی بدون درز

pipe network

شبکه لوله

plastic pipe

لوله پلاستیکی

seamless pipe

لوله بدون درز

drill pipe

لوله دریل

pipe line

خط لوله

pipe wall

دیواره لوله

pipe system

سیستم لوله

pipe diameter

قطر لوله

oil pipe

لوله نفت

exhaust pipe

لوله اگزوز

iron pipe

لوله آهنی

pipe pile

توده لوله

pipe string

رشته لوله

جملات نمونه

a blockage in the pipe somewhere

انسدادی در جایی از لوله

A water pipe is hollow.

یک لوله آب توخالی است.

A gas pipe was explosive.

یک لوله گاز منفجره بود.

The piper will pipe a tune.

پیپر یک آهنگ خواهد نواخت.

to calk a pipe joint

برای محاسبه یک مفاصل لوله

The pipes froze in the basement.

لوله ها در زیرزمین یخ زدند.

pipes should be bracketed.

لوله ها باید داخل براکت قرار گیرند.

the pipe will distort as you bend it.

لوله هنگام خم کردن آن تغییر شکل می دهد.

the pipes had frozen.

لوله ها یخ زده بودند.

an avid inhaler of aromatic pipe smoke.

یک استنشاق کننده پرهیزگار دود لوله معطر

the pipe can be mortared in place.

می‌توان لوله را در جای خود با ملات نصب کرد.

the Duke was piped on board.

دودک سوار کشتی شد.

a mild pipe tobacco; a mild sedative.

یک دخانیوی لوله ملایم؛ یک آرام‌بخش ملایم.

a pipe 20 metres in length

یک لوله 20 متری

cool the hot pipe with running water

لوله داغ را با آب جاری خنک کنید.

pipe all hands on deck

همه دست ها را روی عرشه جمع کنید.

piped music into the store.

موسیقی را وارد مغازه کردند.

نمونه‌های واقعی

Around her neck she wore a pipe.

او دور گردنش یک لوله داشت.

منبع: BBC Reading Classics to Learn Vocabulary

This old man fashioned a pipe out of clay.

این مرد پیر یک لوله از خاک رس ساخت.

منبع: Lai Shixiong Advanced English Vocabulary 3500

Nearby, welders ready those pipes and valves.

در نزدیکی، جوش‌کاران آن لوله‌ها و شیرآلات را آماده می‌کنند.

منبع: The Atlantic Monthly (Article Edition)

Never told me to pipe down or be small.

هیچ‌وقت به من نگفتند ساکت باشم یا کوچک باشم.

منبع: Celebrity Speech Compilation

He is now playing the pipe on the stage.

او اکنون لوله را روی صحنه می‌نوازد.

منبع: New Concept English: Vocabulary On-the-Go, Book 2.

Out of business because of a broken water pipe.

به دلیل یک لوله آب شکسته از کار افتاد.

منبع: CNN Listening February 2014 Collection

Officials say repairing the pipe could take several days.

مسؤولان می‌گویند تعمیر لوله ممکن است چند روز طول بکشد.

منبع: AP Listening August 2014 Collection

Good work. All right. Time to test his pipes.

خوب کار کردی. باشه. وقت آزمایش لوله‌هایش است.

منبع: Canadian drama "Saving Hope" Season 1

Driffield put down his banjo and lit a pipe.

دریفیلد بانجویش را کنار گذاشت و یک لوله روشن کرد.

منبع: Seek pleasure and have fun.

Using a pitch pipe is going to help ensure consistency.

استفاده از یک لوله تنظیم صدا به اطمینان از یکنواختی کمک می‌کند.

منبع: Christmas hahaha

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید