baht

[ایالات متحده]/bɑːt/
[بریتانیا]/bahht/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. واحد پول تایلند; سکه‌ای از بات
Word Forms
جمعbahts

عبارات و ترکیب‌ها

exchange thai baht

تبادلات بات تایلندی

cost 50 baht

هزینه 50 بات

price in baht

قیمت به بات

accept baht payment

پرداخت به بات را قبول کنید

thai baht currency

ارز بات تایلندی

baht banknotes

اسکناس‌های بات

convert to baht

تبدیل به بات

جملات نمونه

the price is 100 baht.

قیمت 100 بات است.

i exchanged dollars for baht.

من دلار با بات مبادله کردم.

can you give me change in baht?

می‌توانید به من تومن پس بدهید؟

she spent 500 baht on dinner.

او 500 بات برای شام خرج کرد.

he saved up 2000 baht for the trip.

او برای سفر 2000 بات پس انداز کرد.

the hotel charges 1500 baht per night.

هتل 1500 بات در هر شب هزینه دارد.

they offered me a discount of 50 baht.

آنها تخفیف 50 بات به من پیشنهاد دادند.

we need to budget 300 baht for snacks.

ما باید 300 بات برای میان وعده در نظر بگیریم.

the taxi fare was 200 baht.

کرایه تاکسی 200 بات بود.

she found a wallet with 1000 baht inside.

او کیف پولی با 1000 بات داخل آن پیدا کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید