baklava

[ایالات متحده]/bəˈklɑːvə/
[بریتانیا]/buh-KLAV-ə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک شیرینی دسر شیرین ساخته شده از لایه‌های خمیر فیلو پر شده با مغزهای خرد شده و شیرین شده با شربت یا عسل.
Word Forms
جمعbaklavas

عبارات و ترکیب‌ها

baklava for dessert

حلوا برای دسر

baklava and coffee

حلوا و قهوه

جملات نمونه

baklava is a delicious dessert.

باqlاوا یک دسر خوشمزه است.

she learned how to make baklava from her grandmother.

او یاد گرفت که باqlاوا را از مادربزرگش درست کند.

baklava is often served at special occasions.

باqlاوا اغلب در مناسبت‌های خاص سرو می‌شود.

he enjoys baklava with a cup of tea.

او از خوردن باqlاوا با یک فنجان چای لذت می‌برد.

baklava is made with layers of filo pastry.

باqlاوا با لایه‌های خمیر فیلو تهیه می‌شود.

many people love the sweet taste of baklava.

بسیاری از مردم طعم شیرین باqlاوا را دوست دارند.

baklava can be found in many middle eastern restaurants.

باqlاوا را می‌توان در بسیاری از رستوران‌های خاورمیانه پیدا کرد.

she brought baklava to the party as a treat.

او باqlاوا را به عنوان یک خوشی به مهمانی آورد.

baklava is often topped with crushed nuts.

باqlاوا اغلب با آجیل خرد شده تزئین می‌شود.

the aroma of freshly baked baklava filled the kitchen.

بوی خوش باqlاوا تازه پخته شده آشپزخانه را پر کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید