balalaika

[ایالات متحده]/bəˌlɑːləˈliːkə/
[بریتانیا]/bəˌlɑːləˈlaɪkə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک ساز زهی مثلثی روسی.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

play the balalaika

اجرای بالالایکا

balalaika music festival

جشنواره موسیقی بالالایکا

russian balalaika music

موسیقی بالالایکا روسی

جملات نمونه

he played the balalaika beautifully at the concert.

او به طور زیبا دف بالالایکا را در کنسرت اجرا کرد.

the balalaika is a traditional russian instrument.

دف بالالایکا یک ساز سنتی روسی است.

she learned to play the balalaika when she was a child.

او یاد گرفت دف بالالایکا را بنوازد وقتی که کودک بود.

balalaika music often evokes feelings of nostalgia.

موسیقی دف بالالایکا اغلب احساسات نوستالژی را برمی انگیزد.

they danced to the sounds of the balalaika.

آنها به آهنگ دف بالالایکا رقصیدند.

the balalaika has a unique triangular shape.

دف بالالایکا دارای شکل مثلثی منحصر به فردی است.

he bought a balalaika as a souvenir from his trip.

او به عنوان سوغاتی از سفرش یک دف بالالایکا خرید.

listening to balalaika music makes me feel relaxed.

گوش دادن به موسیقی دف بالالایکا باعث می شود احساس آرامش کنم.

the balalaika is often featured in folk festivals.

دف بالالایکا اغلب در جشنواره های محلی به نمایش گذاشته می شود.

he joined a group that plays balalaika music.

او به گروهی که موسیقی دف بالالایکا می نوازد پیوست.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید