baldnesses

[ایالات متحده]/bɔːldnəsiz/
[بریتانیا]/boldnisiz/

ترجمه

n. جمع کچلی؛ وضعیت داشتن موهای کم یا بدون مو بر روی سر.

جملات نمونه

many people experience different types of baldnesses as they age.

بسیاری از افراد با افزایش سن انواع مختلف طاسی را تجربه می‌کنند.

genetics can play a significant role in the development of baldnesses.

ژنتیک می‌تواند نقش مهمی در بروز طاسی داشته باشد.

there are various treatments available for different baldnesses.

درمان‌های مختلفی برای انواع مختلف طاسی وجود دارد.

stress can contribute to the worsening of certain baldnesses.

استرس می‌تواند باعث تشدید برخی از انواع طاسی شود.

understanding the causes of baldnesses can help in prevention.

درک علل طاسی می‌تواند به پیشگیری کمک کند.

some baldnesses are temporary and can be reversed with proper care.

برخی از انواع طاسی موقتی هستند و می‌توانند با مراقبت مناسب برطرف شوند.

diet and nutrition can influence the severity of baldnesses.

رژیم غذایی و تغذیه می‌توانند بر شدت طاسی تأثیر بگذارند.

baldnesses can affect self-esteem and confidence in many individuals.

طاسی می‌تواند عزت نفس و اعتماد به نفس را در بسیاری از افراد تحت تأثیر قرار دهد.

research continues to explore the various baldnesses and their treatments.

تحقیقات همچنان به بررسی انواع مختلف طاسی و درمان‌های آن‌ها ادامه می‌دهد.

many products claim to reduce the appearance of baldnesses.

محصولات زیادی ادعا می‌کنند که ظاهر طاسی را کاهش می‌دهند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید