unhaired

[ایالات متحده]/ʌnˈheəd/
[بریتانیا]/ʌnˈhɛrd/

ترجمه

v. حالت گذشته و حالت گذشته شناسایی شده از unhair؛ برداشتن مو/پشم از؛ ساختن بدون مو؛ دپیلیت کردن

عبارات و ترکیب‌ها

unhaired skin

پوست بدون مو

unhaired patch

پارچه بدون مو

unhaired area

منطقه بدون مو

unhaired body

بدن بدون مو

unhaired hide

پوست بدون مو

unhaired leather

کرم بدون مو

جملات نمونه

the recently unhaired cat searched for warmth.

سگ خیلی ناخالق شده باید یک کت پوشید.

the completely unhaired dog required a sweater.

سگ کاملاً ناخالق شده نیاز به یک کت داشت.

after the treatment, her skin was left unhaired.

پس از درمان پوست او ناخالق ماند.

the unhaired areas of the surface were smooth to touch.

بخش‌های ناخالق سطح لمس کردنی بود.

the vet recommended keeping the unhaired pet indoors.

دکتر حیوانات پیشنهاد داد تا حیوان ناخالق خانه بماند.

an unhaired specimen was prepared for the experiment.

یک نمونه ناخالق برای آزمایش آماده شد.

the partially unhaired animal looked embarrassed.

حیوانی که ناخالق شده بود گیج شده به نظر می‌رسید.

the newly unhaired rabbit needed special care.

گرگ جدیداً ناخالق شده نیاز به مراقبت ویژه داشت.

some breeds become unhaired after certain procedures.

برخی نژادها پس از برخی اقدامات ناخالق می‌شوند.

the unhaired portions of the fabric felt different.

بخش‌های ناخالق پارچه حس متفاوتی داشت.

he was surprised by how unhaired his head felt.

او با حس ناخالقی سر خود شگفت زده شد.

the unhaired section revealed new skin underneath.

بخش ناخالق پوست جدیدی زیر آن نشان داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید