balinese

[ایالات متحده]/bælɪˈniːz/
[بریتانیا]/bəˌliːneɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به بالی یا مردم، زبان یا فرهنگ آن
n. بومی یا ساکن بالی؛ زبان بالی

عبارات و ترکیب‌ها

balinese dance

رقص بالی

balinese culture

فرهنگ بالی

balinese cuisine

آشپزی بالی

balinese temple

معبد بالی

balinese massage

ماساژ بالی

balinese art

هنر بالی

balinese music

موسیقی بالی

learn balinese language

یادگیری زبان بالی

balinese traditions

آد و رسوم بالی

balinese history

تاریخ بالی

جملات نمونه

balinese culture is rich in traditions.

فرهنگ بالی غنی از سنت‌ها است.

they enjoyed a balinese massage during their vacation.

آنها از یک ماساژ بالی در طول تعطیلات خود لذت بردند.

balinese cuisine features a variety of spices.

غذاهای بالی دارای انواع ادویه‌ها است.

she wore a beautiful balinese dress at the ceremony.

او یک لباس بالی زیبا در مراسم پوشید.

they visited a balinese temple during their trip.

آنها در طول سفر خود از یک معبد بالی بازدید کردند.

balinese art is known for its intricate designs.

هنر بالی به خاطر طرح‌های پیچیده خود شناخته شده است.

he learned balinese dance from a local teacher.

او رقص بالی را از یک معلم محلی یاد گرفت.

balinese festivals are vibrant and colorful.

جشنواره‌های بالی پر جنب و جوش و رنگارنگ هستند.

they are planning a balinese-themed party.

آنها در حال برنامه ریزی برای یک مهمانی با تم بالی هستند.

balinese spirituality is deeply connected to nature.

روحانیت بالی به طور عمیقی با طبیعت مرتبط است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید