banderilla

[ایالات متحده]/bænˈdɛrɪjə/
[بریتانیا]/banˈdɛrɪlə/

ترجمه

n. نیزه‌ای کوتاه با قلاب در انتها، که در گاوبازی استفاده می‌شود؛ نیزه تزئینی (که در گاوبازی استفاده می‌شود).
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

throw a banderilla

پرتاب یک باندریلا

a bullfight banderilla

باندریلا یک گاوبازی

the colorful banderilla

باندریلا رنگارنگ

جملات نمونه

the matador skillfully used the banderilla during the performance.

ماتادور به طرز ماهرانه ای از باندریلا در طول اجرا استفاده کرد.

he practiced throwing banderillas to improve his technique.

او برای بهبود تکنیک خود تمرین پرتاب باندریلا کرد.

the colorful banderillas added excitement to the bullfight.

باندریلاهای رنگارنگ هیجان را به گاوبازی اضافه کردند.

she admired the artistry involved in crafting banderillas.

او هنر موجود در ساخت باندریلا را تحسین کرد.

each banderilla is designed to be both beautiful and functional.

هر باندریلا به گونه ای طراحی شده است که هم زیبا و هم کاربردی باشد.

he collected banderillas as a unique souvenir from spain.

او باندریلاها را به عنوان یک سوغاتی منحصر به فرد از اسپانیا جمع آوری کرد.

the banderilla is an essential tool in traditional bullfighting.

باندریلا یک ابزار ضروری در گاوبازی سنتی است.

she was fascinated by the history of the banderilla in bullfighting.

او مجذوب تاریخچه باندریلا در گاوبازی شد.

during the show, the banderillas were thrown with precision.

در طول نمایش، باندریلاها با دقت پرتاب شدند.

learning to use banderillas requires practice and dedication.

یادگیری نحوه استفاده از باندریلاها نیاز به تمرین و تعهد دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید