bandsmen

[ایالات متحده]/bændsˈmɛn/
[بریتانیا]/bandzˈmɛn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. اعضای یک گروه، به ویژه یک گروه نظامی یا گروه بادی.

جملات نمونه

the bandsmen played beautifully during the parade.

بازنوازان در طول رژه به زیبایی نواختند.

many bandsmen are skilled musicians.

بسیاری از بازنوازان نوازندگان ماهر هستند.

the bandsmen wore matching uniforms for the concert.

بازنوازان لباس‌های یکسان برای کنسرت پوشیدند.

during the festival, the bandsmen entertained the crowd.

در طول جشنواره، بازنوازان جمعیت را سرگرم کردند.

some bandsmen have been playing together for years.

برخی از بازنوازان سال‌هاست که با هم می‌نوازند.

the bandsmen practiced daily to perfect their performance.

بازنوازان روزانه تمرین می‌کردند تا اجرای خود را کامل کنند.

after the show, the bandsmen received a standing ovation.

پس از اجرا، بازنوازان تشویق ایستاده دریافت کردند.

many bandsmen travel extensively for their tours.

بسیاری از بازنوازان به طور گسترده برای تورهای خود سفر می‌کنند.

the bandsmen were excited about their upcoming gig.

بازنوازان برای اجرای آینده خود هیجان‌زده بودند.

each bandsman contributes to the overall sound of the group.

هر بازنواز به صدای کلی گروه کمک می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید