baneful

[ایالات متحده]/ˈbæn.fʊl/
[بریتانیا]/ˈbæn.fəl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مضر یا آسیب زننده؛ مخرّب، کشنده.

عبارات و ترکیب‌ها

a baneful influence

تاثیرات زیان آور

baneful effects

اثرات زیان آور

baneful consequences

پیامدهای زیان آور

a baneful legacy

میراث زیان آور

baneful intentions

قصد و نیت های زیان آور

a baneful rumour

یک شایعه زیان آور

baneful criticism

انتقادات زیان آور

baneful apathy

بی تفاوتی زیان آور

baneful greed

حریص زیان آور

a baneful example

یک نمونه زیان آور

جملات نمونه

the baneful effects of pollution are evident in our environment.

اثرات زیان آور آلودگی در محیط زیست ما آشکار است.

his baneful influence spread throughout the organization.

نفوذ زیان آور او در سراسر سازمان گسترش یافت.

they warned us about the baneful consequences of ignoring climate change.

آنها هشداری در مورد عواقب زیان آور نادیده گرفتن تغییرات آب و هوایی به ما دادند.

the baneful rumors damaged her reputation.

شایعات زیان آور به شهرت او آسیب رساندند.

he realized that his baneful habits were affecting his health.

او متوجه شد که عادت های زیان آور او بر سلامتی اش تأثیر می گذارد.

baneful practices in the industry can lead to serious issues.

روش های زیان آور در صنعت می تواند منجر به مشکلات جدی شود.

the baneful effects of stress can be mitigated with proper management.

اثرات زیان آور استرس را می توان با مدیریت مناسب کاهش داد.

she spoke out against the baneful policies of the government.

او با صدای بلند با سیاست های زیان آور دولت مخالفت کرد.

baneful ideologies can spread quickly in society.

ایدئولوژی های زیان آور می توانند به سرعت در جامعه پخش شوند.

the baneful legacy of corruption still haunts the nation.

میراث زیان آور فساد هنوز هم کشور را آزار می دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید