vicious circle
چرخه معیوب
vicious attack
حمله خصومتآمیز
vicious cycle
چرخه معیوب
vicious behavior
رفتار خصومتآمیز
vicious spiral
چرخه خصومتآمیز
a vicious kick.
ضربه شدید
a vicious flu bug.
یک باکتری آنفولانزای خطرناک.
vicious attacks in all the newspapers.
حملات شدید در همه روزنامهها
victims of vicious and calculated assaults.
قربانیان حملات وحشیانه و حساب شده.
a nasty, vicious-looking hatchet.
تبر بدجنس و ترسناک
ripped out a vicious oath.
یک قول شیطانی را پاره کرد.
a forced, vicious style of prose.
سبکی اجباری و تند در نثر
an incident that turned into a vicious legal donnybrook;
واقعهای که به یک نزاع حقوقی شدید تبدیل شد;
In a recent vicious incident two bombs exploded.
در یک حادثه اخیر و وحشیانه، دو بمب منفجر شدند.
a vicious anonymous letter;
یک نامه ناشناس و زننده;
Your vicious dog is menacing my cat!
سگ خبیث شما سگ من را تهدید میکند!
The drunkard led a vicious life.
مست زندگی شیطانی داشت.
He gave the dog a vicious blow with his stick.
او با چوبش ضربهای شدید به سگ زد.
I've done nothing to deserve all your vicious insinuations.
من هیچ کاری نکردهام که مستحق همه تهمتهای زننده شما باشم.
the dogs were considered mean, vicious, and a threat.
این سگها خبیث، زننده و تهدیدآمیز تلقی میشدند.
he was known as a jovial fellow but was not without a vicious temper and a rough tongue.
او به عنوان یک مرد شاداب شناخته میشد، اما بدون خلق و خوی خشن و زبانی تند نبود.
every soul on earth, virtuous or vicious, shall perish.
هر روح در زمین، چه با فضیلت و چه زننده، نابود خواهد شد.
He is a wolf in sheep’s clothing,outwardly kind but inwardly vicious!
او گرگی است که در لباس گوسفندی پنهان شده است، از نظر بیرونی مهربان اما از نظر درونی بسیار خبیث!
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید