banjo

[ایالات متحده]/bænˈdʒoʊ/
[بریتانیا]/banˈdʒoʊ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک ساز موسیقی با بدنه گرد و گردن بلند، که معمولاً با یک پیک نواخته می‌شود.

عبارات و ترکیب‌ها

play the banjo

اجرای بانجو

banjo music

موسیقی بانجو

banjo player

نوازنده بانجو

bluegrass banjo

بانجوی بلوزگراس

banjo strings

سیم‌های بانجو

banjo picking

نواختن بانجو

banjo festival

جشنواره بانجو

classic banjo tune

قطعه کلاسیک بانجو

banjo sound

صدای بانجو

جملات نمونه

he plays the banjo beautifully.

او به زیبایی با بانجو می‌نوازد.

she learned to play the banjo at a young age.

او در سن جوانی یاد گرفت که با بانجو بنوازد.

we enjoyed a night of banjo music.

ما یک شب موسیقی بانجو را از آن لذت بردیم.

the banjo is a popular instrument in folk music.

بانجو یک ساز محبوب در موسیقی محلی است.

he strummed the banjo while singing.

او در حالی که آواز می‌خواند، بانجو را نوازد.

banjo players often perform at festivals.

نوازندگان بانجو اغلب در جشنواره‌ها اجرا می‌کنند.

she bought a new banjo for the concert.

او یک بانجو جدید برای کنسرت خرید.

he joined a band that features the banjo.

او به گروهی پیوست که از بانجو استفاده می‌کند.

learning the banjo requires practice and dedication.

یادگیری بانجو نیاز به تمرین و تعهد دارد.

the sound of the banjo is distinctive and lively.

صدای بانجو متمایز و پرانرژی است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید