bannister

[ایالات متحده]/'bænɪstə/
[بریتانیا]/'bænɪstɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نرده.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

wooden bannister

نرده چوبی

sturdy bannister

نرده محکم

wrought iron bannister

نرده آهنی

جملات نمونه

She held onto the bannister as she walked down the stairs.

او در حالی که از پله ها پایین می رفت، به نرده چنگ زد.

The bannister was painted white to match the walls.

نرده به رنگ سفید برای مطابقت با دیوارها رنگ شده بود.

He slid down the bannister for fun.

او برای تفریح از نرده پایین سر خورد.

The bannister was polished to a shiny finish.

نرده تا یک سطح براق صیقل داده شد.

She ran her hand along the smooth bannister.

او دست خود را در امتداد نرده صاف حرکت داد.

The bannister creaked under his weight.

نرده زیر وزن او صدا کرد.

The bannister was sturdy and reliable.

نرده محکم و قابل اعتماد بود.

Children often love to slide down the bannister.

کودکان اغلب دوست دارند از نرده پایین سر بخورند.

The bannister was wrapped in garlands for the holidays.

نرده برای تعطیلات با گلدان پیچیده شده بود.

She gripped the bannister tightly to steady herself.

او برای حفظ تعادل خود نرده را محکم در دست گرفت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید