metal railing
نرده فلزی
wooden railing
نرده چوبی
glass railing
نرده شیشهای
stair railing
نرده پله
balcony railing
نرده بالکن
There were railings round the park.
اطاقکها دور پارک وجود داشتند.
the top of each post is sawn off at railing height.
قسمت بالای هر ستون در ارتفاع نرده برش خورده است.
leaned against the railing;
به نرده تکیه کرد;
He leant against the railing, his breath coming in short gasps.
او به نرده تکیه کرد، نفسش با خس خس کوتاه بیرون میآمد.
railings spaced two feet apart; born three years apart.
نرخها با فاصله دو فوتی؛ متولد سه سال پیش از هم.
He's always railing against his wife about her extravagance.
او همیشه در مورد تجملگرایی همسرش اعتراض میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید