railing

[ایالات متحده]/'reɪlɪŋ/
[بریتانیا]/'relɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مانع ساخته شده از میله‌های عمودی؛ نرده

عبارات و ترکیب‌ها

metal railing

نرده فلزی

wooden railing

نرده چوبی

glass railing

نرده شیشه‌ای

stair railing

نرده پله

balcony railing

نرده بالکن

جملات نمونه

There were railings round the park.

اطاقک‌ها دور پارک وجود داشتند.

the top of each post is sawn off at railing height.

قسمت بالای هر ستون در ارتفاع نرده برش خورده است.

leaned against the railing;

به نرده تکیه کرد;

He leant against the railing, his breath coming in short gasps.

او به نرده تکیه کرد، نفسش با خس خس کوتاه بیرون می‌آمد.

railings spaced two feet apart; born three years apart.

نرخ‌ها با فاصله دو فوتی؛ متولد سه سال پیش از هم.

He's always railing against his wife about her extravagance.

او همیشه در مورد تجمل‌گرایی همسرش اعتراض می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید