baptistery

[ایالات متحده]/ˈbæp.tɪ.sri/
[بریتانیا]/ˌbæp.tɪ.ˈsɛr.i/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ساختمانی یا بخشی از یک کلیسا که برای تعمید استفاده می‌شود.; استخر یا ظرفی که برای تعمید استفاده می‌شود.
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

baptistery font

حوض غسل

the baptistery entrance

ورودی غسل‌خانه

visit the baptistery

بازدید از غسل‌خانه

baptistery ceremony

آیین غسل‌خانه

historic baptistery

غسل‌خانه تاریخی

baptistery architecture

معماری غسل‌خانه

the ornate baptistery

غسل‌خانه تزئینی

baptistery paintings

نقاشی‌های غسل‌خانه

a quiet baptistery

غسل‌خانه آرام

جملات نمونه

the baptistery is located near the main church entrance.

غسل‌خانه در نزدیکی ورودی اصلی کلیسا واقع شده است.

many people visit the baptistery for its historical significance.

بسیاری از مردم به دلیل اهمیت تاریخی آن از غسل‌خانه بازدید می‌کنند.

the architect designed a beautiful baptistery.

معمار یک غسل‌خانه زیبا طراحی کرد.

children are often baptized in the baptistery.

کودکان اغلب در غسل‌خانه غسل تعمید می‌شوند.

during the ceremony, the priest stood by the baptistery.

در طول مراسم، کشیش در کنار غسل‌خانه ایستاده بود.

the baptistery features stunning mosaics and sculptures.

غسل‌خانه دارای موزاییک‌ها و مجسمه‌های خیره‌کننده است.

visitors often take photos in front of the baptistery.

بازدیدکنندگان اغلب در جلوی غسل‌خانه عکس می‌گیرند.

the baptistery plays an important role in the church's rituals.

غسل‌خانه نقش مهمی در آیین‌های کلیسا ایفا می‌کند.

local artists contributed to the decoration of the baptistery.

هنرمندان محلی به تزیین غسل‌خانه کمک کردند.

many baptisteries are adorned with religious symbols.

بسیاری از غسل‌خانه‌ها با نمادهای مذهبی تزئین شده‌اند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید