baptism

[ایالات متحده]/'bæptɪz(ə)m/
[بریتانیا]/'bæptɪzəm/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n.[مذهب] یک مقدس از آغاز که شامل ریختن یا پاشیدن آب بر روی سر به عنوان نشانه‌ای از پاک‌سازی و پذیرش به کلیسای مسیحی؛ [مجازی] یک آزمایش یا آزمون سخت

عبارات و ترکیب‌ها

baptismal ceremony

مراسم تعمید

baptismal font

حوض تعمید

baptismal gown

لباس تعمید

baptismal certificate

گواهی تعمید

baptism of fire

تعمید آتش

جملات نمونه

That was my baptism into weather wisdom.

این مقدمه‌ای برای آشنایی من با دانش هواشناسی بود.

this event constituted his baptism as a politician.

این رویداد به عنوان غسل تعمید او در نقش یک سیاستمدار عمل کرد.

All the family attended the baptism of the first grandchild.

تمام خانواده در غسل تعمید اولین نوه شرکت کردند.

Phenix got his regenesis after baptism in fire.

فینیکس پس از غسل تعمید در آتش، تولدی دوباره کرد.

Her first day in the job was a real baptism of fire because she had to deal with a very difficult case immediately.

روز اول او در این شغل یک غسل تعمید واقعی در آتش بود زیرا او باید بلافاصله با یک مورد بسیار دشوار مقابله کند.

Victory, in this struggle with the powers of darkness, is the baptism into the glorious company of heroes, the true initiation into the overmastering beauty of humam existence.

پیروزی در این مبارزه با نیروهای تاریکی، غسل تعمید در جمع باشکوه قهرمانان، آغاز واقعی در زیبایی فوق العاده وجود انسان است.

نمونه‌های واقعی

And I was learning the business, baptism by fire.

و من مشغول یادگیری کسب و کار بودم، غسل تعمید با آتش.

منبع: CNN 10 Student English of the Month

Six-thirty already and my little cousin's baptism is over.

شصت و سی دقیقه گذشته و غسل تعمید پسر کوچک من تمام شده است.

منبع: The Little House on Mango Street

Church attendance, weddings and baptisms are all declining.

حضور در کلیسا، عروسی ها و غسل تعمیدها همگی در حال کاهش هستند.

منبع: The Economist (Summary)

They need a good baptism. Let them know our work has begun.

آنها به یک غسل تعمید خوب نیاز دارند. به آنها اطلاع دهید که کار ما شروع شده است.

منبع: Go blank axis version

Tess had been calm since the baptism and she remained calm.

تِس از غسل تعمید آرام بود و همچنان آرام ماند.

منبع: Tess of the d'Urbervilles (abridged version)

They celebrate birthdays, baptisms and school graduations.

آنها تولدها، غسل تعمیدها و فارغ التحصیلی مدرسه را جشن می گیرند.

منبع: VOA Special November 2022 Collection

But, that still doesn't change the church's habit of denying actors baptism, marriage or Christian burial.

اما، این هنوز عادت کلیسا در رد غسل تعمید، ازدواج یا خاکسپاری مسیحی برای بازیگران را تغییر نمی دهد.

منبع: Crash Course in Drama

Through baptism the Catholic Church stripped the captives of their African identity.

از طریق غسل تعمید، کلیسای کاتولیک اسارت را از هویت آفریقایی آنها سلب کرد.

منبع: VOA Standard English_Americas

Some Christians are for baptism by immersion, whereas others are for sprinkling.

برخی از مسیحیان طرفدار غسل تعمید با غوطه وری هستند، در حالی که برخی دیگر طرفدار پاشیدن هستند.

منبع: 2019 ITERO - The One New Man Fulfilling God’s Purpose

Deacons are allowed to preside at weddings, baptisms and funerals, but not to perform mass.

به کشیشان اجازه برگزاری عروسی، غسل تعمید و تشییع جنازه داده می شود، اما نه برای انجام مراسم.

منبع: PBS English News

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید