barbarities

[ایالات متحده]/bɑːrˈbærɪtiːz/
[بریتانیا]/bärˈbɛrətiz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. اعمال بی رحمی یا خشونت؛ جنایات
v. کباب کردن (فعل حال سوم شخص مفرد)

عبارات و ترکیب‌ها

acts of barbarity

اقدامات وحشیانه

atrocities and barbarities

ظلم و وحشیگری‌ها

condemn the barbarity

وحشی‌گری را محکوم کنید

end these barbarities

این وحشی‌گری‌ها را پایان دهید

جملات نمونه

history is filled with tales of barbarities committed during wars.

تاریخ مملو از داستان‌های وحشی‌گری‌هایی است که در زمان جنگ مرتکب شده‌اند.

the documentary highlighted the barbarities of the regime.

مستند وحشی‌گری‌های حکومت را برجسته کرد.

many cultures have faced barbarities at the hands of invaders.

فرهنگ‌های بسیاری با دست متجاوزان با وحشی‌گری‌ها روبرو شده‌اند.

we must remember the barbarities of the past to prevent them from happening again.

ما باید وحشی‌گری‌های گذشته را به خاطر بسپاریم تا از تکرار آن‌ها جلوگیری کنیم.

barbarities against innocent civilians are condemned worldwide.

وحشی‌گری‌ها علیه غیرنظامیان بی‌گناه در سراسر جهان محکوم می‌شوند.

the novel explores themes of love amidst the barbarities of war.

رمان مضامین عشق در میان وحشی‌گری‌های جنگ را بررسی می‌کند.

human rights organizations work to expose the barbarities occurring in conflict zones.

سازمان‌های حقوق بشر برای افشای وحشی‌گری‌هایی که در مناطق جنگی رخ می‌دهند، تلاش می‌کنند.

documenting the barbarities of history is essential for education.

ثبت مستند وحشی‌گری‌های تاریخ برای آموزش ضروری است.

barbarities committed in the name of ideology often leave deep scars.

وحشی‌گری‌هایی که به نام ایدئولوژی مرتکب می‌شوند، اغلب زخم‌های عمیقی بر جای می‌گذارند.

artists often depict the barbarities of society in their work.

هنرمندان اغلب وحشی‌گری‌های جامعه را در آثار خود به تصویر می‌کشند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید