horrors

[ایالات متحده]/ˈhɒrəz/
[بریتانیا]/ˈhɔːrərz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع شکل ترس؛ چیزهایی که ترس ایجاد می‌کنند؛ تنفر شدید؛ چیزی یا کسی که نفرت‌انگیز است

عبارات و ترکیب‌ها

horrors await

ترس های در انتظار

horrors unfold

ترس ها آشکار می شوند

horrors revealed

ترس های آشکار شده

horrors abound

ترس ها فراوان هستند

horrors emerge

ترس ها ظاهر می شوند

horrors linger

ترس ها باقی می مانند

horrors persist

ترس ها ادامه دارند

horrors escalate

ترس ها تشدید می شوند

horrors haunt

ترس ها آزار می دهند

جملات نمونه

she recounted the horrors of the war.

او وحشت‌های جنگ را تعریف کرد.

the movie was filled with horrors that kept me awake.

فیلم پر از وحشت‌هایی بود که مرا بیدار نگه داشت.

he faced the horrors of his past.

او با وحشت‌های گذشته خود روبرو شد.

many people are unaware of the horrors of climate change.

بسیاری از مردم از وحشت‌های تغییرات آب و هوایی آگاه نیستند.

the book describes the horrors of living in poverty.

کتاب شرحی از وحشت‌های زندگی در فقر ارائه می‌دهد.

she woke up screaming from the horrors of her nightmare.

او از وحشت‌های کابوس خود با جیغ از خواب بیدار شد.

the documentary revealed the horrors of animal cruelty.

مستند وحشت‌های ظلم به حیوانات را نشان داد.

he couldn't shake off the horrors he witnessed.

او نتوانست وحشت‌هایی را که دیده بود فراموش کند.

they shared stories of the horrors they experienced during the storm.

آنها داستان‌هایی از وحشت‌هایی که در طول طوفان تجربه کرده بودند به اشتراک گذاشتند.

the news covered the horrors of the recent earthquake.

اخبار به پوشش وحشت‌های زلزله اخیر پرداخت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید