barbarousnesses

[ایالات متحده]/bɑːˈbærəsnɪsɪz/
[بریتانیا]/ˌbɑːrˈbərəsnɛsiz/

ترجمه

n. وضعیت یا کیفیت وحشی بودن؛ cruelty، savagery و lack of civilization.

جملات نمونه

the barbarousnesses of war can leave deep psychological scars.

خشونت‌های جنگ می‌تواند زخم‌های عمیق روانی ایجاد کند.

we must confront the barbarousnesses of our past to build a better future.

ما باید با خشونت‌های گذشته خود روبرو شویم تا آینده‌ای بهتر بسازیم.

his writings often address the barbarousnesses of human nature.

نوشتجات او اغلب به خشونت‌های ذاتی انسان می‌پردازد.

documentaries reveal the barbarousnesses that occur in various cultures.

فیلم‌های مستند خشونت‌هایی را که در فرهنگ‌های مختلف رخ می‌دهد نشان می‌دهند.

the barbarousnesses of the regime shocked the international community.

خشونت‌های رژیم جامعه بین‌المللی را شوکه کرد.

she wrote a novel highlighting the barbarousnesses of colonialism.

او رمانی نوشت که بر خشونت‌های استعمار نوید می‌داد.

art can be a powerful tool to expose the barbarousnesses of society.

هنر می‌تواند ابزاری قدرتمند برای آشکار کردن خشونت‌های جامعه باشد.

education is essential to combat the barbarousnesses of ignorance.

آموزش برای مبارزه با خشونت‌های ناشی از جهل ضروری است.

many activists are fighting against the barbarousnesses of animal cruelty.

بسیاری از فعالان در حال مبارزه با خشونت‌های حیوانات هستند.

the documentary highlighted the barbarousnesses of human trafficking.

فیلم مستند خشونت‌های قاچاق انسان را برجسته کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید